احمد بن محمّد بن حنبل شیبانی مروزی ذُهلی بغدادی
فقيه و محدّث اهل سنّت، مکنّي به ابوعبدالله، متولّد 164 و متوفّاي 241ه .ق.، است..
شرح حال
احمد بن حنبل با کنية ابا عبدالله[۱] از عالمان بزرگ بغداد، آخرين[۲] امام فقهي اهل سنّت[۳] و پيشواي مذهب حنبلي است.[۴]
او در ربيع الاوّل 164ه .ق. در بغداد به دنيا آمد.[۵] خانوادة او قبل از به دنيا آمدن احمد در ايران ميزيستند. پدرش محمّد بن حنبل يا عبدالله بن حنبل،[۶] والي سرخس بود.[۷] مادرش به هنگام بارداري وي، از مرو عازم بغداد شد؛[۸] هرچند برخي احتمال دادهاند که احمد در مرو به دنيا آمده و در زماني که شيرخواره بود، با مادرش به بغداد رفته باشد.[۹] به همين جهت از او با لقب مروزي نيز ياد شده است.[۱۰] احمد در سه سالگي، پدر خود را از دست داد و مادرش عهدهدار تربيت وي شد.[۱۱]
وي دو پسر به نامهاي صالح و عبدالله داشت.[۱۲] صالح به قضاوت اصفهان رسيد و در سال 266ه .ق. از دنيا رفت. عبدالله تا سال 290ه .ق. زنده بود.[۱۳]
در ارتباط با فضيلت وي، رواياتي چون امام الدّنيا و سپردن علم اوّلين و آخرين توسّط خداوند به وي[۱۴] وجود دارد؛[۱۵] چنانکه وي را امام در علم حديث، فقه، سنّت، زهد و ورع دانستهاند.[۱۶]
ديدگاههاي احمد بن حنبل
ديدگاه فقهي
احمد به رغم آنکه از ائمّة چهارگانة فقهي اهل سنّت دانسته شده و حتّي بعضي معتقدند که اعلم از او در فقه وجود ندارد،[۱۷] امّا برخي معتقدند که وي کتابي در فقه[۱۸] يا اصول فقهي ننوشته است[۱۹] و عدّهاي او را فقيه ندانسته و تنها يک محدّث معرّفي کردهاند و عدم گسترش پيروي از او به خارج از بغداد، به رغم حمايت دستگاه حاکم را به همين مسئله مربوط دانستهاند.[۲۰]
گفته شده او از تأليف غير حديث اجتناب ميکرده است؛[۲۱] همچنانکه رواياتي به او منسوب است که وي از دادن فتوا اجتناب کرده و به ديگر فقيهان ارجاع داده.[۲۲] طبري هم در اثري که به جمعآوري نظرات فقهاي عصر خويش پرداخته است، يادي از احمد نکرده[۲۳] و همين موضوع سبب خشم حنابله گشته است.[۲۴]
احمد پيرو فقه حديثي بود[۲۵] و از رأي و قياس پرهيز مينمود[۲۶] و آن را جز در موارد ضرورت و به شکلي محدود، نميپذيرفت.[۲۷] براي او روشهاي ديگري چون قرآن، سنّت، فتواي صحابه، استصحاب، مصالح مرسله و سدّ ذرايع نقل شده؛[۲۸] چنانکه اصولي براي به دست آوردن حکم شرعي نيز از او ذکر کردهاند.[۲۹] در برخي منابع آمده است که او روش فقهي شافعي را دنبال ميکرد.[۳۰]
فقه حنبلي بيش از سه مذهب حنفي، مالکي و شافعي، به ظاهر احاديث و اقوال صحابه گرايش داشته و نمايندة شاخص انديشة تعبّدگرا در فقه اهل سنّت است.[۳۱] پيروان مذهب او را نسبت به ديگر مذاهب اهل سنّت کمتر دانستهاند؛[۳۲] هرچند بعدها به مذهبي غالب در حجاز، قطر، فلسطين و بحرين بدل شد.[۳۳]
ديدگاه نسبت به امام علي(عليه السّلام)
احمد بن حنبل حديث غدير را نقل کرده است.[۳۴] در کتاب فضائل الصّحابه تعدادي ديگر از فضائل امام علي(عليه السّلام)، مانند حديث منزلت، عقد اخوّت با پيامبر(صلّ الله عليه و آله) را آورده[۳۵] و حتّي در پارهاي از موارد با استناد به روايات متعدّد، فضيلت امام علي(عليه السّلام) را اثبات کرده است.[۳۶] از وي کتابي با عنوان فضائل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(عليه السّلام) به رشتة تحرير در آمده[۳۷] که بخشي از کتاب فضائل الصّحابة اوست که به صورت جداگانه به چاپ رسيده.[۳۸] احمد امام علي(عليه السّلام) را در فضيلت نسبت به ديگر صحابه بيمانند دانسته[۳۹] و به گفتة خودش سي هزار حديث در فضايل اميرمؤمنان(عليه السّلام)، به خاطر داشته است.[۴۰]
از زمان امويان اين اعتقاد در بين عامّة مردم به پيروي از حاکمان پايدار شده بود که علي(عليه السّلام) خليفة چهارم نيست؛ چرا که در صورت پذيرش مشروعيت خلافت علي(عليه السّلام)، خون طلحه و زبير به هدر ميرود.[۴۱]
احمد بن حنبل را از کساني دانستهاند که قائل به تربيع (چهارگانه بودن خلفا) بوده و اميرمؤمنان(عليه السّلام) را خليفة بعد از عثمان دانسته[۴۲] و موضع تندي با مخالفان اين نظريه گرفته است.[۴۳] برخي او را مهمترين شخصيت در شکلدهي مذهب تسنّن در مقابل مذهب عثماني (مذهب عامّة مردم در آن زمان) دانستهاند.[۴۴] با اين حال نقل شده که او اهل سنّت واقعي را کسي ميدانست که نسبت به علي بن ابيطالب(عليه السّلام) بُغضي در دل داشته باشد؛[۴۵] به همين جهت برخي احمد را از نسل خوارجي به نام ذُو الثُّدَيَّة دانستهاند که در زمان حضرت امير مؤمنان(عليه السّلام) مقابل امام ايستاد و نگاه او به امام علي(عليه السّلام) را ناشي از همين مسئله ميدانند.[۴۶] از او نقل شده که نسبت به شيعيان موضع تندي گرفته و آنها را خارج از اسلام ميدانست.[۴۷]
رهبر جريان مقابله با محنت
احمد حنبل در مخالفت با نظرية مخلوق بودن قرآن و تفتيش عقايدي که از سوي برخي خلفاي عبّاسي در اين زمينه صورت گرفت، به زندان افتاد؛[۴۸] اگرچه او از دوران کودکي به حمايت از عبّاسيان ميپرداخت و به نقل رواياتي از پيامبر(صلّ الله عليه و آله) در تأييد خلافت آنان همّت ميگمارد.[۴۹] از اينرو ماجراي مِحنت نقطهعطفي در زندگي احمد حنبل به شمار ميرود[۵۰] و او را رهبر جريان مقابله با محنت دانستهاند.[۵۱] گفته شده همين مسئله سبب شهرتش نيز شده است.[۵۲]
واقعة محنت در سال 218ه .ق. پيش از مرگ مأمون عبّاسي آغاز شد.[۵۳] مأمون از نمايندهاش در بغداد خواسته بود از همگان به خلقت قرآن اقرار بگيرد که با امتناع و مخالفت احمد و يکي ديگر از دانشمندان روبهرو شد و سرانجام پس از آنکه تهديدهاي شلاّق و قطع مقرّري سودي نبخشيد، ايشان را به نزد مأمون فرستاد که البتّه قبل از رسيدنشان به اردوگاه مأمون، خليفه از دنيا رفت.[۵۴]
در دورة معتصم سختگيري بيشتري نسبت به مسئلة خلق قرآن به عمل آمد و در سال 220ه .ق.[۵۵] احمد به سبب عدم اقرار به حدوث و خلقت قرآن[۵۶] به زندان افتاد[۵۷] و شلاّق خورد؛[۵۸] هرچند گفتهاند که معتصم از کار خويش پشيمان شد و روند درمان احمد را پيگيري کرد.[۵۹]
دربارة چگونگي تعامل خليفة بعدي، واثق عبّاسي با او اختلافاتي وجود دارد:
- برخي از عدم تعرّض واثق نسبت به احمد خبر دادهاند؛[۶۰]
- عدّهاي از حبس خانگي او در اين دوران سخن گفتهاند؛[۶۱]
- و عدّهاي معتقدند که در اختفا به سر برده است؛ ولي حاضر به شورش عليه خليفه نشد[۶۲] تا اينکه با هواداري متوکّل عبّاسي از اصحاب حديث و انکار خلق قرآن،[۶۳] احمد مورد توجّه خليفه قرار گرفته[۶۴] و از مقرّبان درگاه او شد تا جايي که خليفه بدون اذن او کاري انجام نميداد[۶۵] و تعدادي از انتسابهاي مهم با مشورت ابن حنبل صورت ميگرفت؛[۶۶] هرچند تنشهاي کوتاهمدّتي نيز بين او و خليفه نمودار ميشد.[۶۷][۶۸]
پيشوايي سلفيه
وهّابيت به تبعيت از جريان سلفيه، خود را پيرو مذهب فقهي احمد بن حنبل ميداند.[۶۹] روش ظاهرگرايي احمد، در اين انتخاب نقش داشته است؛ چنانکه در برخي از زمينههاي اعتقادي، از جمله دربارة جسمانيت خدا و منع از زيارت قبور به او استناد کردهاند؛[۷۰] هرچند عدّهاي معتقدند که نميتوان حنابله و سلفيان را در يک خط دانست؛ چراکه همواره تعارضهايي بين اين دو وجود داشته[۷۱] و حتّي حنبليان، آنها را به رسميت نشناخته و سلفيان را پيروان راستين احمد نميدانند؛ به گونهاي که در هر عصري، حنبليان مهمترين دشمنان آنها محسوب ميشدند.[۷۲]
برخي سلفيگري را جرياني نوظهور دانسته که براي فراهم کردن ريشه و پيشينة تاريخي و کسب مشروعيت در جهان اسلام، خود را منتسب به احمد حنبل نمودهاند.[۷۳]
جايگاه و مقام علمي
شيخ طوسي او را در زمرة اصحاب امام رضا(عليه السّلام) برشمرده است.[۷۴]
جايگاه در علم حديث
احمد بن حنبل از محدّثان بزرگ[۷۵] و از پيروان اصحاب حديث بود.[۷۶] وي در جمعآوري و حفظ روايات تلاش فراواني کرد؛[۷۷] او را در اين امر بيمانند دانسته[۷۸] و عدّهاي او را حافظ يک ميليون حديث ميدانند؛[۷۹] به همين جهت او را امام محدّثين نيز خواندهاند.[۸۰]
وي براي سنّت پيامبر(صلّ الله عليه و آله) و اقوال صحابه و تابعين اهمّيت بسياري قائل بود و به ظاهر آيات و روايات عمل ميکرد و با هرگونه روش تأويلي براي آيات و روايات مخالف بود.[۸۱] برخي معتقدند که او به روايات ضعيف و مُرسل نيز عمل ميکرد.[۸۲]
احمد حنبل تلاش ميکرد تا با روايات، مسائل اعتقادي را اثبات کند و در اين زمينه، اعتقادي به کاربرد عقل نداشت و اين موضوع، سبب رشد انديشههاي تجسيمي و تشبيهي شد.[۸۳]
تکنگاري
در ارتباط با زندگينامة احمد بن حنبل تکنگاريهايي تأليف شده است و کتاب مناقب الامام احمد، نوشتة ابوالفرج عبدالرّحمن بن علي، معروف به ابن جوزي از عالمان برجستة اهل سنّت از جملة آنهاست.[۸۴]
اساتيد و مشايخ
احمد از سنّ پانزده [۸۵] يا شانزده سالگي[۸۶] به کسب علم پرداخت و براي شنيدن و جمعآوري روايات، مسافرتهاي زيادي به شهرهاي کوفه، بصره، مکّه، مدينه، يمن، شام، جزيره،[۸۷] ايران، مغرب و ديگر مناطق دوردست انجام داد[۸۸] و مورد احترام محدّثان آن مناطق قرار ميگرفت.[۸۹]
احمد زمان اندکي را متأثّر از قاضي ابويوسف، شاگرد مشهور ابوحنيفه[۹۰] سپري کرد[۹۱] تا آنکه با هُشيم بن بشير آشنا شد و به حفظ حديث همّت گمارد.[۹۲] وي از شاگردان ويژة شافعي[۹۳] از فقهاي چهارگانة اهل سنّت بود[۹۴] و گفته شده که بيشترين تأثير را از او پذيرفته بود.[۹۵] شافعي نيز علم و تقواي احمد را در بغداد بيمانند ميدانست.[۹۶]
ابن حنبل از اساتيد ديگري نيز بهره برد تا آنجا که تعداد مشايخ حديثي او را يکصد نفر[۹۷] و گاه بيشمار تلقّي نمودهاند.[۹۸] سفيان بن عُيَينَه، ابراهيم بن سعد، جرير بن عبدالحميد، يحيي قطّان، وليد بن مسلم، علي بن هاشم بن بريد، معتمر بن سليمان، بشر بن مفضّل، زياد بکائي، ابوبکر بن عيّاش، عبّاد بن عوّام، عمر بن عبيد طنافسي، مطّلب بن زياد، يحيي بن ابيزائده، وکيع، ابن نمير، قاضي ابويوسف و عبدالرزّاق از جمله استادان او هستند.[۹۹]
شاگردان و راويان
وي بنا بر نقلي، از چهل سالگي کرسي درس خود را بنا نهاد.[۱۰۰] او شاگردان بسياري داشت که از مشهورترين شاگردانش مىتوان به فرزندش، صالح بن احمد بن حنبل (متوفّاي 266ه .ق.)، فرزند ديگرش، عبدالله بن احمد بن حنبل (متوفّاي 290ه .ق.)، عبدالملک بن عبدالحميد بن مهران (متوفّاي 274ه .ق.)، احمد بن محمّد بن حجّاج مروزي، ابوبکرم اثرم، ابويحيي ناقد و فضل بن زياد اشاره کرد.[۱۰۱]
راويان زيادي از جمله محمّد بن اسماعيل بخاري و مسلم بن حجّاج، نويسندگان صحيحين،[۱۰۲] عبدالرزّاق بن همّام، يحيي بن آدم، هشام بن عبدالملک طيالسي، محمّد بن ادريس شافعي، اسود بن عامر شاذان و ابوداوود سجستاني نيز از او روايت نقل کردهاند.[۱۰۳]
آثار
احمد بن حنبل را نويسندة کتابهاي متعدّدي دانستهاند که مشهورترين آنها مسند او است. با توجّه به اينکه در اواخر سدة دوم هجري قمري، گرايش ويژهاي به مسندنويسي در ميان محدّثان پديدار شد و کساني، همچون سليمان بن جارود طيالسي (متوفّاي 204ه .ق.)، عبيدالله بن موسي (متوفّاي 213ه .ق.)، عثمان بن ابيشيبه (متوفّاي 239ه .ق.) به مسندنويسي روي آوردند، احمد بن حنبل نيز با توجّه به گستردگي رواياتي که به آنها دست يافته بود، اقدام به تدوين مسند نمود.
او روايات مسند را از ميان هفتصد و پنجاه هزار روايت انتخاب کرد و پيوسته به نوشتن و گردآوري آنها در برگههايي که حکم چرکنويس داشت، اقدام کرد. سپس به سبب احساس پايان يافتن عمر، آنها را براي فرزندان و نزديکان خود خواند و پيش از پالايش و ويرايش آنها از دنيا رفت. آنگاه فرزندش عبدالله و نيز شاگردش قطيعي رواياتي بر آن افزودند و مسند به صورت کنوني در آمد.[۱۰۴] عدد احاديث مسند احمد را بيست و هفت هزار و يکصد[۱۰۵] يا سي هزار[۱۰۶] يا چهل هزار حديث دانستهاند؛[۱۰۷]
أحاديث المهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) من مسند أحمد بن حنبل و يليه کتاب البيان في أخبار صاحب الزّمان(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) از مهمترين آثار احمد بن حنبل است که شرح جامعي دربارة آن در دورة معاصر توسّط آقاي سيّد محمّدجواد حسيني به زبان عربي نوشته شده.
وي همچنين کتابهايي با عناويني، چون التّاريخ، النّاسخ و المنسوخ، التفسير، فضائل الصحابة، فضائل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(عليه السّلام)،[۱۰۸] المسائل، العلل و الرّجال، الزّهد، الردّ علي الزنادقة فيما ادعت به من متشابه القرآن و الاشربه به رشتة تحرير در آورده است.[۱۰۹] البتّه عدّهاي بر اين اعتقادند که برخي کتابهاي او توسّط شاگردان و فرزندان او جمعآوري شده است؛[۱۱۰] مانند کتاب فضائل الصّحابه که برخي معتقدند کتاب مستقلّي از احمد نيست؛ بلکه مجموعه رواياتي است که فرزندش عبدالله، از وي روايت کرده است.[۱۱۱]
وفات
ابن حنبل در هفتاد و هفت سالگي[۱۱۲] و در سال 241ه .ق.[۱۱۳] و به نقلي در سال 242ه .ق.[۱۱۴] در بغداد از دنيا رفت[۱۱۵] و تشييع جنازة باشکوهي براي او برگزار شد.[۱۱۶] دربارة تشييع جنازة او گفته شده که تا آن زمان به جز در تشييع شماري از انبياي بنياسرائيل، چنين تشييعي برگزار نشده است[۱۱۷] و تعداد مردان شرکتکننده در تشييع او را حدود هشتصد هزار نفر و زنان را در حدود شصت هزار تن برآورد نمودهاند و گفته شده در تشييع او بيست هزار نفر از يهوديان، مسيحيان و مجوسيان به اسلام گرويدهاند.[۱۱۸] عدّهاي از محقّقان، تعصّبات مذهبي را در نقل اينگونه روايتها تأثيرگذار ميدانند.[۱۱۹]
برخي منابع متن وصيّتنامة او را به طور کامل نقل کردهاند.[۱۲۰] قبر او در بغداد مورد توجّه مسلمانان بوده و عدّهاي از علماي قرن هفتم هجري قمري، از شهرت و اجتماع زائران اطراف آرامگاه او سخن گفتهاند؛[۱۲۱] هرچند عدّهاي معتقدند که امروز قبر او مشخّص نيست؛ چرا که در طغيان رودخانة دجله از ميان رفته است.[۱۲۲]
منابع
- «آيا وهّابيت پيرو احمد بن حنبل هستند؟»، سيّد مهدي عليزاده موسوي، سلفيگري و وهّابيت، تبارشناسي 1، قم، آواي منجي، 1391ه .ش.
- «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، تهران، مرکز دائرة المعارف اسلامي، 1374ه .ش.
- «احمد بن حنبل، پيشواي فکري وهّابيت»، وبسايت ثقلين، به نشاني thaqalain.ir
- الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرّجال و النّساء من العرب و المستعربين و المستشرقين، خير الدّين زرکلي، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ هشتم، 1989م.
- امام شناسي، سيّد محمّد حسين حسيني طهراني، قم، مؤسّسة ترجمه و نشر دورة علوم و معارف اسلام، 1422ه .ق.
- الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، تحقيق عبدالرّحمن بن يحيي المعلمي، حيدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانية، 1382ه .ق.
- بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، بيروت، دار احياء التّراث العربي، چاپ دوم، 1403ه .ق.
- البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، بيروت، دار الفکر، 1407ه .ق.
- بشارة المصطفي لشيعة المرتضي، عمادالدّين محمّد طبري آملي، قم، المکتبة الحيدرية، چاپ دوم، 1383ه .ق.
- «بنيانگذاران عقايد وهّابيت، فرقة وهّابي و فرقة حنبلي»، درسهايي از مکتب اسلام، سال 39، خرداد 1378ه .ش.، شمارة 3.
- بين السّنة و الشّيعة، محمّد شريف عدنان صواف، دمشق، بيت الحکمه، 1426ه .ق.
- تاريخ الاسلام، محمّد بن احمد ذهبي، تحقيق علي شيري، بيروت، دارالفکر، 1415ه .ق.
- تاريخ الاسلام، محمّد بن احمد ذهبي، تحقيق عمر عبدالسّلام تدمري، بيروت، دار الکتاب العربي، چاپ دوم، 1413ه .ق.
- تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، بيروت، دار الکتب العلمية، 1417ه .ق.
- تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، تهران، مؤسّسة سمت، چاپ سوم، 1421ه .ق.
- تاريخ الفقه الاسلامي و أدواره، جعفر سبحاني، بيروت، دارالاضواء، [بيتا].
- تاريخ الفقه و تطوّراته، جمعي از بزرگان، منتخب برخي کتابهاي موجود در نرمافزار جامع فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، گردآورنده عليرضا رحيمي ثابت، نرمافزار جامع فقه اهل بيت(عليهم السّلام).
- تاريخ مدينة دمشق، علي بن حسن بن عساکر، تحقيق علي شيري، قم، دار الفکر.
- تاريخنامة طبري، ابوعلي محمّد بن محمّد بلعمي، تحقيق محمّد روشن، تهران، سروش، چاپ دوم، 1378ه .ق.
- الخصال، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ترجمة مدرّس گيلاني، تهران، سازمان چاپ و انتشارات جاويدان، 1362ه .ش.
- دائرة المعارف فقه مقارن، ناصر مکارم شيرازي، قم، انتشارات مدرسة امام علي بن ابيطالب(عليه السّلام)، قم، 1427ه .ق.
- دراسات فقهية في مسائل خلافية، نجم الدّين طبسي، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم، 1429ه .ق.
- رجال الطوسي، محمّد بن حسن طوسي، تصحيح جواد قيّومي اصفهاني، قم، مؤسّسة النشر الاسلامي، چاپ سوم، 1373ه .ش.
- «زندگي و زمانة احمد بن حنبل»، زهرا روح الهي اميري، مجلّة تاريخ اسلام، 1384ه .ش.، شمارة 23.
- شذرات الذّهب في اخبار من ذهب، عبدالحيّ بن احمد بن عماد حنبلي، تحقيق الأرناؤوط، بيروت، دار ابن کثير، 1406ه .ق.
- الصّراط المستقيم إلي مستحقي التقديم، علي بن محمّد بن علي عاملي نباطي، نجف، المکتبة الحيدرية، 1384ه .ق.
- الطبقات الکبري، محمّد بن سعد، تحقيق محمّد عبدالقادر عطا، بيروت، دار الکتب العلمية، 1410ه .ق.
- علل الشّرائع، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، نجف اشرف، منشورات المکتبة الحيدرية، [بيتا].
- فضائل الصّحابة، احمد بن محمّد ابن حنبل شيباني، بيروت، مؤسّسة الرّسالة، 1403ه .ق.
- فضائل الصّحابة، احمد بن محمّد بن حنبل شيباني، قم، کتاب فروشي داوري، 1385ه .ش.
- الفقه الاسلامي و ادلّته، وهبة بن مصطفي زحيلي، دمشق، دار الفکر، 1409ه .ق.
- الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، قم، دار الحديث للطباعة و النّشر، 1429ه .ق.
- الکامل في التّاريخ، عزّ الدّين علي بن محمّد ابن اثير جزري، بيروت، دار صادر، 1385ه .ق.
- مجلّة فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، جمعي از مؤلّفان، قم، مؤسّسة دائرة المعارف فقه اسلامي بر مذهب اهل بيت(عليهم السّلام)، [بيتا].
- مسندنويسي در تاريخ حديث، کاظم طباطبايي، قم، مؤسّسة بوستان کتاب، چاپ اوّل، 1377ه .ش.
- مصادر الفقه الاسلامي و منابعه، جعفر سبحاني، بيروت، دار الاضواء، 1419ه .ق.
- مقامع الفضل، آقا محمّد علي بن وحيد بهبهاني کرمانشاهي، قم، مؤسّسة علّامه مجدّد وحيد بهبهاني، 1421ه .ق.
- المغني علي مختصر ابيالقاسم...، عبدالله بن محمّد بن قدامه، بيروت، دار الکتاب العربي، [بيتا].
- مناقب آل ابيطالب(عليهم السّلام)، محمّد بن علي بن شهر آشوب مازندراني، قم، نشر علّامه، 1379ه .ش.
- مناقب الامام احمد، عبدالرّحمن بن علي بن جوزي، تحقيق عبدالله بن عبدالمحسن ترکي، دار هجر، 1409ه .ق.
- موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، قم، مؤسّسة امام صادق(عليه السّلام)، [بيتا].
- «نقش احمد بن حنبل در تعديل مذهب اهل سنّت»، رسول جعفريان، مجلّة هفت آسمان، بهار 1379ه .ش.، شمارة 5.
- «نگاهي بر تحقيق جديد فضائل اميرالمؤمنين(عليه السّلام) از احمد بن حنبل»، سيّد عبدالعزيز طباطبايي يزدي، ارجنامة علّامة محقّق سيّد عبدالعزيز طباطبايي، مندرج در وبسايت کتابخانة موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي، به نشاني www.ical.ir
- وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، مشهد، مؤسّسة جواد الأئمّة(عليه السّلام) للطباعة و النّشر، چاپ دوم، 1416ه .ق.
- وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، تحقيق احسان عبّاس، بيروت، دار الفکر، [بيتا].
- «وهّابيت در آيينة تاريخ»، محمّد مغربي، مجلّة حکمت رضوي، زمستان 1383ه .ش.، شمارة 10.
پانویس
- ↑ الأعلام قاموس تراجم، خير الدّين زرکلي، ج 1، ص 203. موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 89.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 408.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 408.
- ↑ الانساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، ج 4، ص280؛ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 88.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 1، ص 352؛ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85.
- ↑ مقامع الفضل، آقا محمّد علي بن وحيد بهبهاني کرمانشاهي، ج 1، ص 352.
- ↑ الأعلام قاموس تراجم، خير الدّين زرکلي، ج 1، ص 203.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 63؛ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 88.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ دراسات فقهية في مسائل خلافية، نجم الدّين طبسي، ص 59.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 326.
- ↑ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 88.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 65.
- ↑ تاريخ الاسلام، محمّد بن احمد ذهبي، ج 18، صص 68-69.
- ↑ ن.ک: تاريخ مدينة دمشق، علي بن حسن بن عساکر، ج 5، ص 340؛ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 5، ص 184.
- ↑ شذرات الذّهب في اخبار من ذهب، عبدالحيّ بن احمد بن عماد حنبلي، ج 3، ص 185.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 5.
- ↑ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85؛ مصادر الفقه الاسلامي و منابعه، جعفر سبحاني، صص 416-417.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 410؛ مصادر الفقه الاسلامي و منابعه، جعفر سبحاني، صص 416-417.
- ↑ الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، ج 1، مقدّمه، ص 22.
- ↑ مجلّة فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، جمعي از مؤلّفان، ج 46، ص 189.
- ↑ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 42.
- ↑ تاريخنامة طبري، ابوعلي محمّد بن محمّد بلعمي، ص 21.
- ↑ تاريخنامة طبري، ابوعلي محمّد بن محمّد بلعمي، صص 21-22؛ مصادر الفقه الاسلامي و منابعه، جعفر سبحاني، ص 416.
- ↑ مجلّة فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، جمعي از مؤلّفان، ج 46، ص 189.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 407.
- ↑ مجلّة فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، جمعي از مؤلّفان، ج 46، ص 189.
- ↑ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85؛ دائرة المعارف فقه مقارن، ناصر مکارم شيرازي، ص 141.
- ↑ دائرة المعارف فقه مقارن، ناصر مکارم شيرازي، ص 142؛ تاريخ الفقه الاسلامي و أدواره، جعفر سبحاني، صص 72-73.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 326.
- ↑ مجلّة فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، جمعي از مؤلّفان، ج 46، ص 189.
- ↑ الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، ج 1، ص 22.
- ↑ دائرة المعارف فقه مقارن، ناصر مکارم شيرازي، ص 142.
- ↑ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 90.
- ↑ فضائل الصّحابة، احمد بن محمّد ابن حنبل شيباني، ج 2، صص 610-617.
- ↑ علل الشّرائع، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 2، ص 468، بشارة المصطفي لشيعة المرتضي، عمادالدّين محمّد طبري آملي، ج 2، ص 264.
- ↑ الصّراط المستقيم إلي مستحقي التقديم، علي بن محمّد بن علي عاملي نباطي، ج 3، ص 223.
- ↑ «نگاهي بر تحقيق جديد فضائل اميرالمؤمنين(عليه السّلام) از احمد بن حنبل»، سيّد عبدالعزيز طباطبايي يزدي، وبسايت کتابخانة موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي، به نشاني www.ical.ir
- ↑ بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 104، ص 87؛ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 90.
- ↑ بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 104، ص 87؛ امام شناسي، سيّد محمّدحسين حسيني طهراني، ص 14.
- ↑ ن.ک: «نقش احمد بن حنبل در تعديل مذهب اهل سنّت»، رسول جعفريان، هفت آسمان، صص 145-176.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 328؛ بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 104، ص 87.
- ↑ المغني علي مختصر ابيالقاسم...، عبدالله بن محمّد ابن قدامه، ج 7، ص 379.
- ↑ «نقش احمد بن حنبل در تعديل مذهب اهل سنّت»، رسول جعفريان، ص 150.
- ↑ بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 104، ص 87.
- ↑ مناقب آل ابيطالب(عليهم السّلام)، محمّد بن علي بن شهر آشوب مازندراني، ج 3، صص 220-221؛ بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 29، ص 482، ج 104، ص 87.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 409.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، صص 407-408.
- ↑ «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، ج 6.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 335.
- ↑ «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، ج 6.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 332.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 332؛ الکامل في التّاريخ، عزالدّين علي بن محمّد ابن اثير جزري، ج 6، ص 427.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85.
- ↑ الطبقات الکبري، محمّد بن سعد، ج 7، ص 365؛ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 327.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، صص 334-335.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 335.
- ↑ الأعلام قاموس تراجم، خير الدّين زرکلي، ج 1، ص 203. موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 89.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 408.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 408.
- ↑ «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، ج 6.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64.
- ↑ الأعلام قاموس تراجم، خير الدّين زرکلي، ج 1، ص 203. موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 89.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 408.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 409.
- ↑ احمد به مدّت 28 روز يا 28 ماه (البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 332؛ الاعلام، خير الدّين زرکلي، ج 1، ص 203.) يا سي ماه و چند روز (البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 332) به زندان افتاد. (وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85.) سپس در پي مناظراتي بينتيجه (البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 333.) سي و چند ضربه يا 80 (البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 334) و حتّي 88 ضربه شلّاق (وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 408.) بسيار شديد (البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، صص 334-335.) را متحمّل شد. (البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، صص 328، 332.)
- ↑ «وهّابيت در آيينة تاريخ»، محمّد مغربي، مجلّة حکمت رضوي، زمستان 1383ه .ش.، شمارة 10، صص 43-43.
- ↑ «احمد بن حنبل، پيشواي فکري وهّابيت»، وبسايت ثقلين، به نشاني thaqalain.ir
- ↑ «بنيانگذاران عقايد وهّابيت، فرقة وهّابي و فرقة حنبلي»، درسهايي از مکتب اسلام، صص 54-55.
- ↑ «آيا وهّابيت پيرو احمد بن حنبل هستند؟»، سيّد مهدي عليزاده موسوي، سلفيگري و وهّابيت، تبارشناسي 1.
- ↑ «آيا وهّابيت پيرو احمد بن حنبل هستند؟»، سيّد مهدي عليزاده موسوي، سلفيگري و وهّابيت، تبارشناسي 1.
- ↑ رجال الطوسي، محمّد بن حسن طوسي، ص 351.
- ↑ دائرة المعارف فقه مقارن، ناصر مکارم شيرازي، ص 141.
- ↑ مجلّة فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، جمعي از مؤلّفان، ج 46، ص 189.
- ↑ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ تاريخ الاسلام، محمّد بن احمد ذهبي، ج 18، ص 67.
- ↑ الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، ج 4، ص 280؛ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85.
- ↑ «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، ج 6.
- ↑ دائرة المعارف فقه مقارن، ناصر مکارم شيرازي، ص 141.
- ↑ «احمد بن حنبل، پيشواي فکري وهّابيت»، وبسايت ثقلين، به نشاني thaqalain.ir
- ↑ مناقب الإمام أحمد، عبدالرّحمن بن علي ابن جوزي، ص 557.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 407.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 326.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 5، ص 178؛ الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، ج 4، ص 280؛ تاريخ الاسلام، محمّد بن احمد ذهبي، ج 18، ص 65.
- ↑ الأعلام قاموس تراجم، خير الدّين زرکلي، ج 1، ص 203.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 326.
- ↑ «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، ج 6.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 326.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 46، ص 189.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 407.
- ↑ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85؛ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 88.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 326، مجلّة فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، جمعي از مؤلّفان، ج 46، ص 189.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ بين السّنة و الشّيعة، محمّد شريف عدنان صواف، ص 259.
- ↑ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85؛ دائرة المعارف فقه مقارن، ناصر مکارم شيرازي، ص 141.
- ↑ الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، ج 4، ص 280.
- ↑ تاريخ الاسلام، محمّد بن احمد ذهبي، ج 18، ص 64؛ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 88.
- ↑ وضوء النّبي(صلّ الله عليه و آله)، سيّدعلي شهرستاني، ج 1، ص 407.
- ↑ الفقه الاسلامي و ادلّته، وهبة بن مصطفي زحيلي، ج 1، ص 54.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 64؛ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 1، ص 352.
- ↑ شذرات الذّهب في اخبار من ذهب، عبدالحيّ بن احمد بن عماد حنبلي، ج 3، ص 186.
- ↑ مسندنويسي در تاريخ حديث، کاظم طباطبايي، صص 333-334؛ به نقل از ابن جزري و سفاريني.
- ↑ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 90.
- ↑ الأعلام قاموس تراجم، خير الدّين زرکلي، ج 1، ص 203.
- ↑ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85؛ مجلّة فقه اهل بيت(عليهم السّلام)، جمعي از مؤلّفان، ص 141.
- ↑ الصّراط المستقيم إلي مستحقي التقديم، علي بن محمّد بن علي عاملي نباطي، ج 3، ص 223.
- ↑ الأعلام قاموس تراجم، جعفر سبحاني، ج 3، ص 90.
- ↑ «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، ج 6؛ مصادر الفقه الاسلامي و منابعه، جعفر سبحاني، ص 417.
- ↑ «نگاهي بر تحقيق جديد فضائل اميرالمؤمنين(عليه السّلام) از احمد بن حنبل»، سيّدعبدالعزيز طباطبايي يزدي، وبسايت کتابخانة موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي، به نشاني www.ical.ir
- ↑ «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، ج 6.
- ↑ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 90.
- ↑ الخصال، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 2، ص 299.
- ↑ تاريخ فقه و فقها، ابوالقاسم گرجي، ص 85؛ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحاني، ج 3، ص 90.
- ↑ الطبقات الکبري، محمّد بن سعد، ج 7، ص 253؛ مناقب الإمام أحمد، عبدالرّحمن بن علي ابن جوزي، ص 557.
- ↑ الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، ج 4، ص 280.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 65؛ الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، ج 4، ص 280.
- ↑ «احمد بن حنبل»، حسن انصاري و احمد پاکتچي، دانشنامة بزرگ اسلامي، ج 6؛ «زندگي و زمانة احمد بن حنبل»، زهرا روح الهي اميري، مجلّة تاريخ اسلام.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 10، ص 340.
- ↑ وفيات الاعيان و أبناء أبناء الزّمان، احمد بن محمّد بن خلّکان، ج 1، ص 65.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 1، ص 352.