عبدالله بن محمّد بن ابراهیم ابیشیبه بن عثمان واسطی عبسی
محدّث، حافظ، فقيه، مفسّر، موّرخ و راوي حديث اهل سنّت، معروف به ابن ابيشيبه، مکنّي به ابوبکر، متولّد 159 و متوفّاي 235ه .ق. است.
شرح حال
او به سال 159ه .ق. در کوفة عراق ديده به جهان گشود. پدرش محمّد بن ابراهيم، به ابوشيبه مشهور است. از وي در زمينههاي حديث، تاريخ و تفسير آثاري گزارش شدهاست. از يحيي بن معين نقل کردهاند که ميگويد: «من محمّد بن ابراهيم بن عثمان را در بغداد ديدم. او مردي زيبا صورت، ثقه و زيرک و قاضي فارس بود و در فارس به سال 182ه .ق. به عمر هفتاد و هفت سالگي درگذشت.»[۱] نياي عبدالله بن محمّد بن ابراهيم، ابوشيبه ابراهيم، ساکن واسط و قاضي آن شهر بوده است.[۲][۳] برادرش، عثمان بن ابيشيبه از محدّثان صاحب تصنيف بوده[۴] و خاندانش نيز اهل علم بودهاند.[۵] عبدالله احتمالاً در کوفه زاده شد و در همان شهر مقدّمات را فرا گرفت. سپس به بصره سفر کرد و از مشايخ آن شهر استفاده برد.[۶] او پس از آن به بغداد رفت و در آنجا، حديث و فقه را در سطح عالي آموخت و حديث گفت و حدود چهل سال در آن شهر زيست.[۷][۸] گفته شده که وي در حجاز نيز حديث آموخته است.[۹]
جايگاه و مقام علمي
ابن ابيشيبه از فقيهان و محدّثان بنامي است که رجالشناسان براي او در دانش حديث و پرورش محدّثان نقش عمدهای قائلند. خطيب بغدادي (463ه .ق.) که به روزگار او نزديک است، آورده که حديث به چهار تن پايان يافته است: «احمد بن حنبل (241ه .ق.)، يحيي بن معين، علي مديني و ابوبکر ابيشيبه.»[۱۰] ابوزرعه شاگرد او، ادّعا کرده است که در حفظ حديث از ابن ابيشيبه فرادستتر نديده است.[۱۱] آوردهاند که وي در مسجد رصافه مينشست و حديث ميگفت و سي هزار کس به سخن او گوش میدادند.[۱۲] ذهبي (متوفّاي 745ه .ق.) او را دانشمندي بينظير و ثقه و صاحب تحرير دانسته است.[۱۳] ابن ابيشيبه در کلام نيز دستي داشت و به دستور متوکّل با بينش اهل حديث با نحلههاي فکري ديگر، مانند معتزليان و جهميان ستيزه ميکرد.[۱۴] تقريباً تمام رجالشناسان اهل سنّت ابن ابيشيبه را موثّق دانستهاند. ذهبي افزون بر توثيق او، وي را راستگفتار نيز دانسته[۱۵] و شاگردش ابن حنبل او را کثير الخطا خوانده است.[۱۶] ابن ابيشيبه از پژوهندگان و نويسندگان بنام روزگار خود نيز هست. آثار متعدّدي در حديث، فقه ، کلام، تاريخ و تفسير به ابن شيبه نسبت داده شده است. بعضي از اين آثار در دست است.
احمد بن محمّد کاتب به نقل از محمّد بن حُميد مُخرِمي ميگويد: «ابن حبان گفت: در نامهاي از پدرم که به خطّ خودش يافتم، به نقل از يحيي بن معين نوشته بود که ميگويد: پسران ابيشيبه، يعني عثمان و عبدالله هر دوي ايشان ثقه و صدوق بودند و در اينباره در هيچ کدام از ايشان شکّي نيست.»
علي بن حسين تَغلبِي به نقل از تمام بن محمّد رازي و او از جعفر بن محمّد بن جعفر کندي و او از علي بن حميد جوزجاني در انطاکيه و او از فضلک رازي روايت نموده که گفت: «از يحيي بن معين راجع به محمّد بن حُميد رازي سوال کردم؛ گفت: ثقه است و باز از عثمان بن ابيشيبه پرسيدم، گفت: ثقه است. گفتم: کداميک از ايشان بر تو محبوبترند؟ ابن حميد (يا عثمان) گفت: هر دوي آنها ثقه، امين و مأمون هستند.»
حمزة بن محمّد بن طاهر به نقل از وليد بن بکر و او از علي بن احمد بن زکريّا و او از ابومسلم صالح بن احمد عِجلي روايت نموده و ميگويد: «پدرم گفت: عبدالله بن محمّد بن ابيشيبه کوفي ثقه است و برادرش عثمان نيز کوفي ثقه است.»
ابن فضل به نقل از جعفر خُلدي و او از محمّد بن عبدالله حضرِمي و او از قول عبيد بن محمّد بن خلف ميگويد: «سه روز از ماه محرّم سال 239ه .ق. باقي مانده بود که عثمان بن ابيشيبه عبسي درگذشت.»[۱۷]
اساتيد و مشايخ
استادان ابن ابيشيبه در حديث عبارتند از: قاضي شريک بن عبدالله، علي بن مُسهِر،[۱۸] ابواسامه، سفيان عُيَينه، جعفربن عون،[۱۹] ابوالاحوص سلام بن سليم، عمرو بن عبيد، عبدالله بن مبارک، حفص بن غياث، عباد بن عوام، عبدالله بن ادريس، عبدالله بن نمير، ابوخالد احمر، حسين بن علي جعفي، محمّد بن بشر عبدي، عبدالرّحمان محاربي، محمّد بن فضيل، ابونعيم، يحيي بن سعيد قطان، عبدالرّحمان بن مهدي،[۲۰] جرير بن عبدالحميد،[۲۱] ابوبکر بن عيّاش، اسماعيل بن عيّاش، ابومعاويه، خلف بن خليفه، ابن ابيزائده، عبدالاعلي بن عبدالاعلي، مروان بن معاويه، معتمر بن سليمان، يزيد بن مقدام بن شريح، يزيد بن هارون،[۲۲] عبدالسّلام بن حرب، عبدالعزيز بن عبدالصمد عمي، علي بن هاشم بريد، عمر بن عبيد طنافسي، هشيم بن بشير، وکيع بن جراح، عبدالرّحيم بن سليمان و اسماعيل بن عليه.[۲۳]
شاگردان و راويان
بسياري از محدّثان و فقيهان بنام سدة سوم هجري قمري از ابن ابيشيبه حديث نقل کردهاند؛ از جمله: محمّد بن اسماعيل بخاري، مسلم بن حجّاج نيشابوري،[۲۴] احمد بن حنبل و فرزند او عبدالله، عبّاس بن محمّد دوري، يعقوب بن شيبه، محمّد بن عبدالله منادي، محمّد ابن ابراهيم مربّع، ابراهيم حربي، محمّد بن اسحاق صاغاتي، حسن بن علي معمّري، محمّد بن کامل، موسي بن اسحاق انصاري، محمّد بن محمّد باغندي،[۲۵] ابوزرعه، ابوداوود، ابن ماجه، ابوبکر بن ابيعاصم، بقي بن مَخْلَد، جعفر فريابي،[۲۶] زکريّا ساجي، عثمان بن فرزاد، ابوحاتم محمّد بن عثمان بن ابيشيبه، هيثم بن خلف دوري، عبدان اهوازي، ابوالقاسم عبدالله محمّد بغوي، ابوعمر، يوسف بن يعقوب نيشابوري،[۲۷] محمّد بن سعد کاتب، محمّد بن يحيي، محمّد بن وضاح، حسن بن سفيان، ابويعلي موصلي، احمد بن حسن صوفي، حامد بن شعيب، صالح بن محمّد جزره و عبيد بن غنام.[۲۸]
آثار
کتاب المصّنف از آثار مشهور او، کتابي است جامع که در آن مجموعة احاديث فقهي، عبادي، اخلاقي و حتّي تاريخي گردآوري شده است. در آخرين جلد از اين کتاب، ابن ابيشيبة فصلي با عنوان کتاب الفتن گشوده و در آن بابي را به دجّال اختصاص داده است. ابن ابيشيبه در اين فصل، احاديث متعدّدى را در رابطه با امام مهدى(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) و نسب نبوي و همنام و همکنيه بودن حضرت با رسول اکرم(صلّ الله عليه و آله)، نقل کرده و به ويژگىها و نشانههاى ظهور آن حضرت اشاره نموده است.[۲۹] در اين کتاب، برخي از احاديث نبوي و نيز فتاواي تابعان به ترتيب ابواب فقهي گرد آمده[۳۰] و برخي از اجزاء آن در مدينه، پاريس، عثماني، فارس، قاهره، دمشق و هند چاپ شده است و نسخههاي خطّي آن نيز در کتابخانة ظاهريّة دمشق موجودند[۳۱] و به گفتة کارل بروکلمان اين کتاب با عنوان مسند نيز چاپ شده است. در گذشته نيز برخي احتمال دادهاند که اين کتاب همان باشد که به المسند نيز معروف شده است.[۳۲] کتاب ديگر ابن ابيشيبه الايمان است که در 1385ه .ق. در دمشق چاپ شده. آثار ديگر او عبارتند از: السنن در فقه، التفسير،[۳۳] التاريخ که به گفته سزگين نسخة خطّي آن در کتابخانة برلين موجود است، الفتن، الصّفين، الجمل، الفتوح،[۳۴] الاحکام،[۳۵] تاب المغازي در جنگهاي پيامبر اکرم(صلّ الله عليه و آله)، ثواب القرآن، الرّد علي من رد علي ابيحنيفه.[۳۶]
وفات
او در محرّم سال 235ه .ق. در کوفه دار فاني را وداع گفت.[۳۷]
پانویس
- ↑ تقريب التهذيب، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، ج 1، ص 465،
- ↑ لسان الميزان، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، ج 7، ص 468.
- ↑ تقريب التهذيب، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، ج 1، ص 445.
- ↑ الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، ج 1، ص 320.
- ↑ سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، ج 11، ص 122.
- ↑ الطبقات الکبري، محمّد بن سعد، ج 6، ص 413.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 66.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 67.
- ↑ سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، ج 11، ص 122.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 69.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 69.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 67.
- ↑ تذکرة الحفّاظ، محمّد بن احمد ذهبي، ج 2، ص 432.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 67.
- ↑ تذکرة الحفّاظ، محمّد بن احمد ذهبي، ج 2، ص 433.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 68.
- ↑ ويکيپديا افغان، به نشاني ps.wikipedia.org/wiki
- ↑ الطبقات الکبري، محمّد بن سعد، ج 6، ص 413.
- ↑ الجمع بين کتابي ابينصر الکلاباذي و ابيبکر الاصبهاني، محمّد بن قيسراني، ج 1، ص 259.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 66.
- ↑ تذکرة الحفّاظ، محمّد بن احمد ذهبي، ج 2، ص 432.
- ↑ تهذيب التهذيب، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، ج 6، ص 2.
- ↑ سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، ج 11، ص 122.
- ↑ الجمع بين کتابي ابينصر الکلاباذي و ابيبکر الاصبهاني، محمّد بن قيسراني، ج 1، ص 259.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 10، ص 66
- ↑ تذکرة الحفّاظ، محمّد بن احمد ذهبي، ج 2، ص 432.
- ↑ تهذيب التهذيب، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، ج 6، صص 2-3.
- ↑ سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، ج 11، ص 123.
- ↑ المصنّف في الأحاديث والآثار، ابوبکر بن ابيشيبة، ج 7، صص 446-532.
- ↑ کشف الظّنون، مصطفي بن عبدالله حاجي خليفه، ج 2، ص 1712.
- ↑ فهرس المخطوطات المصوّرة، فؤاد سيّد و محمّد بن تاويت طنجي، ج 1، صص 103-105
- ↑ کشف الظّنون، مصطفي بن عبدالله حاجي خليفه، ج 2، ص 1711.
- ↑ کشف الظّنون، مصطفي بن عبدالله حاجي خليفه، ج 2، ص 1711.
- ↑ الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، ج 1، ص 321.
- ↑ تذکرة الحفّاظ، محمّد بن احمد ذهبي، ج 2، ص 433.
- ↑ هدية العارفين، اسماعيل پاشا بغدادي، ج 1، ص 440.
- ↑ تقريب التهذيب، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، ج 1، ص 320،
منابع
- «ابن ابيشيبه»، حسن يوسفي اشکوري، دانشنامة بزرگ اسلامي، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامي، 1367ه .ش.
- تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، بيروت، دارالکتب العربي، [بيتا].
- تذکرة الحفّاظ، محمّد بن احمد ذهبي، بيروت، [بينا]، 1374ه .ق.
- تقريب التهذيب، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، حلب، دار الرشيد، چاپ اوّل، 1406ه .ق.
- تهذيب التهذيب، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، حيدرآباد دکن، [بينا]، 1326ه .ق.
- الجمع بين کتابي ابينصر الکلاباذي و ابيبکر الاصبهاني، محمّد بن قيسراني، حيدرآباد دکن، [بينا]، 1323ه .ق.
- سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، به کوشش شعيب احمد ارنؤوط، بيروت، [بينا]، 1986م.
- الطبقات الکبري، محمّد بن سعد، بيروت، دار صادر، [بيتا].
- طرق حديث الغدير، تحقيق امير تقدّمي معصومي، [بيجا]، [بينا]، چاپ دوم، 1386ه .ش.
- لسان الميزان، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، حيدرآباد دکن، [بينا]، 1329ه .ق.
- فهرس المخطوطات المصوّرة، فؤاد سيّد و محمّد بن تاويت الطنجي، قاهره، [بينا]، 1954م.
- الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، [بيجا]، [بينا]، [بيتا].
- کشف الظّنون، مصطفي بن عبدالله حاجي خليفه، استانبول، [بينا]، 1941م.
- المصنّف في الأحاديث و الآثار، ابوبکر بن ابيشيبه، تحقيق کمال يوسف الحوت، رياض، مکتبة الرشد، چاپ اوّل، 1409ه .ق.
- ميزان الاعتدال، محمّد بن احمد ذهبي، به کوشش علي محمّد بجاوي، بيروت، دار المعرفة، 1963م.
- ويکي پديا، به نشاني fa.wikipedia.org
- ويکي پديا افغان، به نشاني ps.wikipedia.org/wiki
- ويکي فقه، به نشاني fa.wikifeqh.ir
- ويکي نور، به نشاني wikinoor.ir
- هدية العارفين، اسماعيل پاشا بغدادي، استانبول، [بينا]، 1951م.