علی بن حسن بن محمّد طائی جرمی
محدّث و فقيه، مشهور به طاطري و مکنّي به ابوالحسن، متوفّاي 260ه .ق.[۱] و معاصر امام کاظم(عليه السّلام) است.
علي بن حسن کوفي، محدّث و فقيه، از بزرگان واقفيه است. او به دليل شغلش که خريد و فروش لباسهايي به نام طاطريه (رنگ سفيد دمشقي و مصري) بود،[۲] به اين اسم خوانده شده است. او از بزرگان و فقهاي واقفيه محسوب ميشود و در زمان امام کاظم(عليه السّلام) زندگي میکرده و از اصحاب آن حضرت معرّفي شده است.[۳][۴]
جايگاه و مقام علمي
مرکز فعّاليتهاي او کوفه بوده و نويسندة سي عنوان کتاب در زمينة فقهي و اعتقادي است.[۵] يکي از خصوصياتي که در کتب شيعه براي معرّفي او عنوان شده، اين است که وي نسبت به مذهب واقفيه بسيار تعصّب داشته و نسبت به اماميه دشمني شديدي ابراز میکرده و در دفاع از مذهب خود، دست به نگارش کتابهاي بسياري زده است؛[۶][۷] امّا با اين حال، عالمان شيعه او را در نقل روايات مطمئن شمردهاند[۸] و گفته شده که اساتيد او نيز در نقل حديث مطمئن هستند؛[۹] با اينکه اکثر آنها واقفي بودهاند. از او در اسناد شيعه، با عنوان طاطري يا علي بن حسن بن محمّد طاطري، علي بن محمّد طاطري، علي بن حسن بن محمّد طائي، علي بن حسن جرمي، علي جرمي و علي طاطري، ياد شده است.[۱۰][۱۱]
فرقة واقفيه به گروهي از شيعيان گفته میشود که با ديدگاهي خاص از امامت و مهدويت، به گروهي منحرف و گمراهکننده تبديل شدند. اين افراد با قائل شدن به مهدويت حضرت موسي بن جعفر(عليه السّلام) به امامت شيعه پايان دادند و با اين کار سير امامت بعد از حضرت موسي بن جعفر(عليه السّلام) را منکر شدند.
واقفيه با اينکه يک گروه منحرف بودند؛ امّا از برخي علما، چون عبدالله بن بکير، علي بن ابي حمزه، علي بن محمّد طاطري و حسن بن محمّد بن سماعه تشکيل شده بودهاند و اين عالمان تأثير بسزايي در اين انحراف داشتند؛ زيرا وجود عالمان ديني در يک مجموعه، موجب جذب افراد عوام و توجيه آنان میشود.
به دليل اينکه طاطري در مذهب واقفيه بوده و از بزرگان اين فرقه محسوب میشود، هرگز عقايدش در اين باره مورد تأييد علماي شيعه نبوده؛ بلکه بزرگاني، چون ابوسهل نوبختي به نقد آراي او در امامت پرداخته و کتابي در اين زمينه نوشته است.[۱۲] علاوه بر آن، تمام ادلّهاي که بر بطلان مذهب واقفيه مطرح شده، براي ردّ تفکّرات و اعتقادات طاطري در امامت و مهدويت نيز کفايت میکند؛ زيرا او به عنوان اينکه يکي از بزرگان مذهبي واقفيه بوده و در اين زمينه کتب اصلي و مباني واقفيه را تقويت میکرده، به شاگردان و همفکران او طاطريه گفته میشده؛ ولي در واقع هيچ تفاوتي با واقفيه ندارند. با اين حال، او يک فرد دروغگو و شيّاد نبوده. به همین دليل روايات او از افراد مطمئنّي که با امام(عليه السّلام) در ارتباط بودهاند و با مباني اعتقادي و فقهي شيعه تعارض نداشته باشد، مورد پذيرش شيعه است.
همانطور که گفته شد، او کتابی در باب فضائل اميرالمؤمنين علي(عليه السّلام) دارد که رواياتي از آن کتاب در کتب اصلي شيعه موجود و مورد قبول است. روايات او در زمينة فقهي نيز مورد قبول میباشد. پس بايد دانست که عالمان شيعه با مرزبندي بين عقيدة شخص و روايات او، با ملاکهاي علمي به بررسي روايات پرداخته؛ ولو اینکه عقيدة او را در يک مسئلة مهم، چون امامت قبول نداشته باشند. اين برخورد از سوي شيعه نسبت به ديگر بزرگان واقفيه و ديگر فرق شيعي منحرف نيز وجود دارد.[۱۳]
:روايت اوّل:علي بن حسن طاطري از درست بن ابي منصور از جميل بن دَرّاج نقل کرده که وي گفت: «به امام صادق(عليه السّلام) عرضه داشتم: فدايت شوم! معناي و ما خلقت الجنّ و الانس... چيست؟ حضرت فرمودند: خداوند متعال جنّ و انس را فقط براي عبّادت آفريده است.» (علل الشّرايع، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 1، ص 13.)
:روايت دوم:علي بن حسن طاطري از درست بن ابيمنصور، از محمّد بن عطيه، از زراره، وي ميگويد: «امام باقر(عليه السّلام) فرمودند: خداوند عزّوجلّ ربا را حرام کرد تا معروف و امر پسنديده از بين نرود.» (علل الشّرايع، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 2، ص 483.)
:روايت سوم:علي بن حسن جرمي از محمّد بن زياد بن عيسي از ابان بن عثمان از ابوبصير و او از امام صادق(عليه السّلام) نقل میکند که فرمودند: «مردي خرمافروش در زمان پيامبر(صلّ الله عليه و آله) فوت کرد و برادرش خرماهاي او را براي خود برد؛ در حالي که ميّت داراي دختراني بود. زن آن شخص نزد پيامبر(صلّ الله عليه و آله) آمد و جريان را گفت و خداوند آية ميراث را نازل نمود و بر اساس اين آيه، پيامبر(صلّ الله عليه و آله) خرماها را از برادر او گرفتند و به دخترانش بازگرداندند.» (تهذيب الاحکام، محمّد بن حسن طوسي، ج 9، ص 279.)
اساتيد و مشايخ
اساتيد طاطري نيز از واقفيه بودند: مانند محمّد بن زياد، جعفر بن سماعه، عبدالله بن جبله، علي بن رباط، محمّد بن ابيحمزه، علي بن حمزه، محمّد بن سُکَّين، دُرست بن ابي منصور؛ امّا حسن بن محبوب نيز از علماي اماميّه از اساتيد او محسوب میشود.
شاگردان و راويان
شاگردان او نيز از مکتب واقفيه هستند؛ چون موسي بن قاسم، سلمة بن خطّاب، عبيدالله بن احمد دهقان، علي بن حسن بن فضّال، احمد بن کيسبه، هيثم بن ابيمسروق نَهدي و ابن نَهيک.
حسن بن محمّد بن سماعه از بزرگان فرقة واقفيه اين اعتقاد را به واسطة طاطري به دست آورده، ولي از او روايتي نقل نکرده.است.[۱۴]
آثار
برخي از آثار حسن بن محمّد طاطري عبارت است از: الحيض و النّفاس، کتاب المواقيت، کتاب القبلة، کتاب فضائل اميرالمؤمنين(عليه السّلام)، کتاب الصّداق، کتاب النّکاح، کتاب الولاية، کتاب المعرفة، کتاب الفطرة، التّوحيد، الامامة، الوفاة، الصلاة، المتعة، الفرائض، الطلاق الاوقات، المناقب، الحجج في الطلاق، الحج، الدّعاء، الامامة[۱۵][۱۶][۱۷] و الغيبة دربارة حضرت قائم(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف).[۱۸]
وفات
سال وفات او را در سال260ه .ق. نوشتهاند.[۱۹]
پانویس
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، نجف، المکتبة المرتضوية، ص 118.
- ↑ معجم ما کتب عن الرسول و اهل بيته(عليهم السّلام)، عبدالجبّار رفاعي، ج 9، ص 461.
- ↑ رجال، محمّد بن حسن طوسي، ص 341.
- ↑ رجال، حسن بن يوسف علّامه حلّي، ص 232.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 156.
- ↑ رجال، حسن بن يوسف علّامه حلّي، ص 232.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 156.
- ↑ رجال، حسن بن يوسف علّامه حلّي، ص 232.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 156.
- ↑ معجم رجال الحديث، سيّد ابوالقاسم خوئي، ج 12، ص 377.
- ↑ رجال نجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص 255.
- ↑ معجم ما کتب عن الرّسول و اهل بيته(عليهم السّلام)، عبدالجبّار رفاعي، ج 5، ص 494.
- ↑ يادآوري يک نکته:وجود افرادي چون طاطري از فرق منحرف در اسناد روايات شيعه به معني صحّت اعتقادت اين افراد نيست؛ بلکه استفاده از اين افراد در مورد روايات است که يک محقّق بايد با بررسي به صحّت سند و دلالت آن و مخالف نبودن با ضروريات و عقايد به آن ترتيب اثر میدهد که اين فرآيند با وجود اينگونه افراد منحرف در سلسله اسناد برخي روايات منافات ندارد؛ به عنوان نمونه به برخي از رواياتي که طاطري به نقل آنها پرداخته و در سلسه سند آن قرار دارد و با عقايد شيعه در تضاد نيست، اشاره میکنیم:
- ↑ رجال نجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص 255.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، نجف، المکتبة المرتضوية، ص 156.
- ↑ رجال نجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص 255.
- ↑ معجم ما کتب عن الرسول و اهل بيته(عليهم السّلام)، عبدالجبّار رفاعي، ج 9، ص 462.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 118.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 118.
منابع
- تهذيب الاحکام، محمّد بن حسن طوسي، تهران، دار الکتب الاسلامية، 1365ه .ش.
- رجال، حسن بن يوسف علّامه حلّي، قم، دار الذّخائر، 1411ه .ق.
- رجال، محمّد بن حسن طوسي، قم، انتشارات اسلامي جامعة مدرّسين، 1415ه .ق.
- رجال نجاشي، احمد بن علي نجاشي، قم، انتشارات جامعة مدرّسين، 1407ه .ق.
- «طاطريه»، به نقل از وبسايت پژوهة پژوهشکدة باقر العلوم، به نشاني pajoohe.ir
- علل الشّرايع، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، قم، انتشارات مکتبة الداوري، [بيتا].
- الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، نجف، المکتبة المرتضوية، [بيتا].
- معجم رجال الحديث، سيّد ابوالقاسم خوئي، [بيجا]، [بينا]، [بيتا].
- معجم ما کتب عن الرّسول و اهل بيته(عليهم السّلام)، عبدالجبّار رفاعي، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اوّل، 1371ه .ش.