عَبّاد بن یعقوب رَواجنی عصفری اسدی کوفی

مشخصات فردی
نام
عباد بن یعقوب رواجنی عصفری اسدی کوفی
کنیه
ابوسعيد
محل تولد
کوفه
زادروز
نامعلوم (حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ هـ.ق به طور تقریبی)
مذهب
امامیه (به گزارش نجاشی و مامقانی؛ شیخ طوسی او را عامی‌مذهب و ابوالفرج اصفهانی زیدی خوانده‌اند)
فعالیت و جایگاه
حوزهٔ فعالیت
حدیث و روایت
جایگاه علمی
از راویان بزرگ امامیه و مورد وثوق علمای عامه و خاصه
روابط علمی
استادان شاخص
عمرو بن ثابت، ولید بن ابی‌ثور، شریک بن عبدالله قاضی کوفی
شاگردان شاخص
محمد بن اسماعیل بخاری، محمد بن عیسی ترمذی، ابن ماجه، ابوداوود سیستانی
آثار
آثار شاخص
اخبار المهدی (اخبار المهدی المنتظر)، کتاب المعرفة، المناقب، اصل (کتاب عباد)
وفات
وفات
شوال یا ذی‌القعده ۲۵۰ هـ.ق (به نقلی ۲۷۱ هـ.ق)


محدّث قرن سوم هجري قمري، مکنّي به ابوسعيد و متوفّاي 250ه‍ .ق. است.

شرح حال

عبّاد بن يعقوب در شهر کوفه به دنيا آمد. از سال ولادتش اطّلاعي در دست نيست. فقط با توجّه به روايت كردن او از عمرو بن ثابت (متوفّاى 172ه‍ .ق.) و وليد بن ابى ثور (متوفّاى 172ه‍ .ق.) مى‌توان حدود 150 تا 160ه‍ .ق. را زمان تقريبى تولّد او دانست.[۱] دربارة سبب شهرت او به رواجنى، سمعانى (متوفّاى 562ه‍ .ق.)[۲] به نقل از اسماعيل بن محمّد حافظ اصفهانى، رواجن را تصحيف دواجن ذكر كرده؛ امّا ضمن ردّ اين احتمال، رواجن را نام بطنى از قبايل ساكن در كوفه دانسته است.[۳]

جايگاه و مقام علمي

وي از راويان بزرگ و معتبر اماميه و از معدود راوياني است كه هم در بين علماي عامّه و هم در ميان علماي خاصّه از وثاقت بالايي برخوردار است؛ حتّي ابوبكر، محمّد بن اسحاق بن خزيمه و ابن حجر عسقلاني كه وي را به سبب تشيّعش رافضي و متّهم در دين معرّفي كرده‌اند، از او به عنوان فردي صدوق و راستگو ياد نموده‌اند. در ميان علماي شيعه و سنّي، تنها شيخ طوسي او را عامي المذاهب معرّفي كرده و دليل آن شايد اين بوده كه بيشتر شاگردان و استادان او از اهل سنّت هستند. بعضي از علماي معاصر احتمال مي‌دهند كه وي تقيّه مي‌كرده و مي‌گويند شيخ طوسي بر باطن او اطّلاع نيافته است. بر اساس گفتة کساني که او را سنّي مي‌دانند، او نخستين عالم اهل سنّت است كه در حقّ حضرت بقيّة الله(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) كتاب نوشته است. ذهبي به رواياتي از وي که کاملاً مخالف با عقايد اهل سنّت بوده، اشاره کرده است.[۴] مرحوم خوئي مي‌گويد: «بعيد نيست سخن نجاشي اعتراضي به شيخ طوسي باشد و گويا رواجني اهل تقيّه بوده و شيخ از باطن وي خبر نداشته. لذا او را از روات اهل سنّت به شمار آورده است.»[۵] مرحوم مامقاني دلايلي بر تشيّع و مورد اعتماد بودن رواجني ذکر کرده[۶] و محدّث نوري مي‌گويد: «کتاب ابوسعيد عصفري که همان عبّاد بن يعقوب رواجني است، مشتمل بر مطالبي است که تشيّع، بلکه تعصّب او را نشان مي‌دهد؛ مانند رواياتي که در نصّ بر دوازده امام(عليهم السّلام) نگاشته است.»[۷] ابوالفرج اصفهانى (متوفّاى 356ه‍ .ق.)[۸] عبّاد را از بزرگان زيديه خوانده كه در زمان معتصم عبّاسى (حك: 218-227ه‍ .ق.)، در قيام محمّد بن قاسم بن على، از نوادگان امام سجّاد(عليه السّلام) همراه او بوده؛ امّا او را به سبب تمايلش به معتزله رها كرده است.

ابن حجر در مقدّمة فتح الباري مي‌نويسد: «ابن عدي گفته است: عبّاد نابينا بود (شايد در آخر عمر). من در خانة او شمشيري ديدم كه آويزان بود. از او پرسيدم: اين شمشير براي چه آويزان است؟ عبّاد گفت: آن را آماده ساخته‌ام تا در ركاب مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) با آن پيكار كنم.»[۹]

ابن خزيمه مي‌گويد: «براي ما کسي حديث نقل کرد که در حديث، ثقه و مورد اطمينان، ولي در دينش، متّهم است؛ يعني عبّاد بن يعقوب.»

عبّاد همان کسي است که از فضل بن قاسم، از سفيان ثوري و او از زبيد و او از مرّه، نقل نموده است: «ابن مسعود اين آيه را چنين قرائت نمود: وَ کَفَي اللّهُ الْمُؤْمِنِيْنَ الْقِتالَ (بِعَلِيّ)؛[۱۰] خداوند مؤمنان را (به وسيلة علي(عليه السّلام)) از جنگ نجات داد.»

و نيز او روايت کرده است: «شريک از عاصم و او از ذرّ و او از عبدالله بن مسعود که پيامبر(صلّ الله عليه و آله) فرمودند: وقتي معاويه را بر منبر من ديديد، او را بکشيد.» اين روايت را طبري و ديگران نيز نقل نموده‌اند.

عبّاد همواره مي‌گفت: «هر کس روزانه در نمازش از اعداي آل محمّد(عليهم السّلام) تبرّي نجويد، با آنها (دشمنان آل محمّد(عليهم السّلام)) محشور خواهد شد.»[۱۱] و مي‌گفت: «خداوند عادل‌تر از آن است که طلحه و زبير را که پس از بيعت با علي(عليهم السّلام) با او جنگيدند، به بهشت ببرد.»

صالح بن جزره مي‌گويد: «عبّاد بن يعقوب، عثمان را دشنام مي‌داد و عبادان اهوازي از فرد موثّقي نقل نموده است که عباّد بن يعقوب، گذشتگان (، يعني غاصبان حقّ علي(عليه السّلام)) را دشنام مي‌داد.»

با تمام آنچه گفته شد، ائمّة اهل سنّت، همچون بخاري، ترمذي، ابن ماجه، ابن خزيمه و ابن ابي‌داوود از او حديث و علوم فرا گرفته‌اند. بنابراين او استاد و مورد اطيمنان آنها مي‌باشد. ذهبي در ميزان الاعتدال[۱۲] درباره‌اش گفته است: «او از غاليان شيعه و از سران بدعت‌گذار آن است؛ ولي در حديث صادق و راستگوست.» سپس آنچه در اين بحث گفته شد، در شرح حال او نقل کرده است.

اساتيد و مشايخ

عبدالله بن زبير زبيري، خالد بن يزيد عُكلي، عبيد بن محمّد بن قيس بجلي، عمرو بن ثابت و عبدالله بن عبدالملك مسعود، عبّاد بن عوام، شريك بن عبدالله قاضي كوفي، وليد بن ابي ثور، علي هاشم، ابواسحاق ابراهيم بن ابي يحيي، زياد بن رستم، اسماعيل بن عيّاش، عبدالله بن عبدالقدّوس، حسين بن زيد بن علي علوي، داود بن عطاء مدني، سري بن عبدالله يعقوب سلمي كوفي، حاتم بن اسماعيل مدني، محمّد بن فضيل كوفي، سليمان بن موسي طِرْبال، عمرو بن مصعب، عبدالله بن هيثم كوفي، عبدالله بن زبير اسدي، حيّان بن علي عَنَزي، محمّد بن فرات جعفي و موسي بن عمر هُذَلي.

شاگردان و راويان

محمّد بن قاسم بن زكريّا محاربي، علي بن عبّاس مقانعي، احمد بن عيسي علوي حسيني، محمّد بن اسماعيل بخاري، محمّد بن عيسي ترمذي، ابوعبدالله محمّد بن يزيد قزويني معروف به ابن ماجه، علي بن عبّاس مقانعي، علي بن حسن فضّال، حسن بن محمّد بن صفّار بصري، ابوسمينه محمّد بن علي صيرفي، محمّد بن حسين بن حفص خثعمي، سلمة بن خطّاب، جعفر بن محمّد، محمّد بن حسين بن ابي الخطّاب، ابراهيم بن محمّد ثقفي، علي بن احمد بن علي بن حاتم تميمي، موسي بن حسن وشّاء، ابوزيد حسن بن سكن، ابوداوود سيستاني، ابوحاتم رازي، محمّد بن اسحاق بن خزيحه نيشابوري، ابراهيم بن جعفر استرآبادي، محمّد بن جرير طبري، ابونعيم فضل بن عبدالله قاضي جرجان، ابوبكر بزّاز، احمد بن قاسم ابوجعفر كناني، حسن بن محمّد بن صفّار بصري و ابوسمينه محمّد بن علي صيرفي. از جمله علماي عامّه كه از شاگردان عبّاد رواجني بودند، عبارتند از:

  1. محمّد بن اسماعيل بخاري
  2. ابن ماجه قزويني
  3. ابوداوود سيستاني
  4. محمّد بن عيسي ترمذي
  5. ابوحاتم رازي
  6. محمّد بن اسحاق بن خزيمة نيشابوري
  7. ابراهيم بن جعفر استرآبادي
  8. محمّد بن جرير طبري
  9. ابونعيم فضل بن عبدالله قاضي جرجان
  10. ابوبكر بزّاز
  11. احمد بن قاسم ابوجعفر كناني

آثار

از آثار رواجنى بخشى از اصل (كتاب او) باقى مانده كه شيخ طوسى[۱۳] با تعبير كتاب از آن ياد كرده است. مجلسى اين كتاب را همراه بعضى از ديگر آثار شيعى، در مجموعه اى كهن به خطّ منصور بن حسن آبى يافته كه در 374ه‍ .ق. كتابت شده بوده است.[۱۴] اين اصل مشتمل بر نوزده حديث است و متن آن، نخست در ضمن كتاب الاصول السّتة عشر به كوشش حسن مصطفوى و بار ديگر به تحقيق ضياءالدّين محمودى در كتاب الاصول السّتة عشر من الاصول الاوّلية[۱۵] منتشر شده است. متن احاديث تدوين شده در اصل عبّاد، به روشنى بر گرايش شيعى او دلالت دارد و شمارى از احاديث نقل شده در آن، از جمله روايت نهى خالد از قتل على(عليه السّلام) به روايت عبّاد، نزد اهل سنّت نيز شناخته شده است.[۱۶] نورى[۱۷] نيز گزارشى از احاديث اصل رواجنى آورده است.

اخبار المهدي المنتظر(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) (دربارة حضرت مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) است). کتاب اخبار المهدي را شيخ طوسي به روايت از ابوالفرج اصفهاني روايت مي‌کرده است. بنابراين از طريق کتاب مقاتل الطّالبيين شايد بتوان پاسخي براي اين مسئله يافت. در حقيقت، ابوالفرج در بخش اخبار نفس زکيّه، درست با همين طريقي که شيخ طوسي از ابوالفرج به عبّاد به دست داده، چند روايت دربارة اخبار محمّد بن عبدالله نفس زکيّه به دست داده است: از طريق مقانعي از عباد بن يعقوب. اين اخبار دربارة خروج نفس زکيّه و احوال اوست. بنابراين مي‌توان اين احتمال را جدّي مطرح کرد که مراد از اخبار المهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) در الفهرست شيخ، اخبار نفس زکيّه بوده است؛ امّا در عين حال، از طريق جعفر بن محمّد بن مالک فزاري از عبّاد بن يعقوب در منابع حديثي اماميه، رواياتي از عبّاد در اختيار است که مشخّصاً دربارة نفس زکيّه نيست؛ بلکه رواياتي است دربارة مهدي آل محمّد(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) و قائم آل محمّد(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف). اخبار ديگري هم هست که در کل به مسئلة آخرالزّمان و علامات آن و نيز مشخّصات صاحب امر(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) مربوط مي‌شود. حتّي روايتي دربارة دوازده خليفه ديده مي‌شود. البتّه اين اخبار، تنها با يک استثنا، همگي از طريقي غير از مقانعي است و در واقع بيشتر از طريق ابن مالک فزاري روايت شده است.

اهمّيت كتاب رواجني در اين است كه اين كتاب پيش از تولّد حضرت مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) تأليف شده است؛ زیرا رواجني در سال 250ه‍ .ق. وفات كرده است؛[۱۸] در حالي كه حضرت بقيّة‌الله(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) در سال 255ه‍ .ق. متولّد شده‌اند. شيخ طوسي از كتاب او با نام اخبار المهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) تعبير كرده؛[۱۹] ولي زركلي از آن با عنوان اخبار المهدي المنتظر(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) ياد نموده است.[۲۰]

از ديگر آثار رواجنى كتاب المعرفة است كه در اختيار ابن طاووس (متوفّاى 664ه‍ .ق.) بوده و رواياتى از آن نقل كرده است.[۲۱][۲۲] وصف ابن طاووس[۲۳] از متن كتاب المعرفة، حاكى از آن است كه موضوع آن تدوين احاديث جانشينى على(عليه السّلام) به دستور پيامبراكرم(صلّ الله عليه و آله) بوده،[۲۴] از كتابى ديگر از عبّاد به نام المناقب (در فضائل اهل بيت(عليهم السّلام)) ياد كرده است. او جزئى از آن را در اختيار داشته و نقلى نيز از آن آورده است.[۲۵]

محمّد بن سليمان كوفى[۲۶] نمونه‌هايى از احاديث نقل شده در فضائل اهل بيت(عليهم السّلام) را در کتاب خود آورده است كه نام رواجنى در سلسله راويان آن به چشم مي‌خورد (براى احاديث نقل شده در منابع ديگر).[۲۷] آثار عبّاد در ميان اماميه، به روايت شاگردان او چون ابوعبدالله محمّد بن قاسم بن زكريا بن يحيى محاربى سورانى،[۲۸] ابوالحسن على بن عبّاس بن وليد بجلى مقانعى،[۲۹] محمّد بن حسين بن احمد و محمّد خثعمى اشنانى[۳۰] متداول بوده است. نام عبّاد در سلسلة اسناد روايات مختلفى از آثار زيديّه آمده است.[۳۱] نام او همچنين در سلسلة اسناد روايات مختلفى از احاديث اماميّه آمده.[۳۲] عبّاد همچنين يكى از راويان مهمّ كتاب ذوالدمعة است.[۳۳] از اين كتاب كه مجموعه‌اى از احاديث روايت شده از امام صادق(عليه السّلام) است، نقل‌هاى متعدّدى در كتاب‌هاى حديثى باقى مانده است. المشيخه،[۳۴][۳۵] الرّجال و الحديث[۳۶] از ديگر آثار رواجني است.

وفات

وفات او در شوّال، 250ه‍ .ق. و به قول ذهبي در سال 271ه‍ .ق. بوده است. ابن حجر در مقدّمة فتح الباري مي‌نويسد: «ابن عدي گفته است: عبّاد در ماه ذيقعدة سال 250ه‍ .ق. وفات يافت.» آقابزرگ طهراني مرگ او را در سال 271ه‍ .ق. آورده است.[۳۷]

پانویس

  1. تهذيب الکمال، يوسف بن عبدالرّحمان مزّي، ج 14، ص 176.
  2. الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، ج 6، ص 176.
  3. قاموس الرّجال، قاضي محمّدتقي نورالله شوشتري، ج 5، ص 664.
  4. ميزان الاعتدال، محمّد بن احمد ذهبي، ج 2، ص 380.
  5. معجم رجال الحديث، سيّد ابوالقاسم خوئي، ج 10، ص 237.
  6. تنقيح المقال في علم الرّجال، عبدالله بن محمّد مامقاني، ج 2، ص 123.
  7. خاتمة مستدرک الوسائل، ميرزا حسين نوري، ج 1، ص 53.
  8. مقاتل الطالبيين، ابوالفرج اصفهانى، صص 384-385 و 392.
  9. ميزان الاعتدال، محمّد بن احمد ذهبي، ج 2، ص 379.
  10. سورة احزاب، آية 25.
  11. سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، ج 11، ص 537.
  12. ميزان الاعتدال، محمّد بن احمد ذهبي، ج 2، ص 379
  13. فهرست کتب الشّيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الأصول، محمّد بن حسن طوسي، ص 343.
  14. بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 1، صص 43-44.
  15. الأصول الستة عشر من الأصول الأولية، ضياءالدّين محمودي، ج 1، ص 43.
  16. الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، ج 6، ص 176.
  17. خاتمة مستدرک الوسائل، ميرزا حسين نوري، ج 1، صص 53-54.
  18. التاريخ الکبير، محمّد بخاري، ج 6، ص 44
  19. فهرست کتب الشّيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الأصول، محمّد بن حسن طوسي، ص 343.
  20. الاعلام، خير الدّين زرکلي، ج 3، ص 258
  21. اليقين باختصاص مولانا على(عليه السّلام) بامرة المؤمنين، علي بن موسي بن طاووس، صص 272-278؛ نيز الذّريعة الي تصانيف الشّيعة، محمّدمحسن آقابزرگ طهراني، ج 21، ص 244.
  22. A medieval Muslim scholar at work, Etan Kohlberg, Ibn T¤ a¦ wu¦ s and his library, Leiden 1992, pp 255-256.
  23. اليقين باختصاص مولانا على(عليه السّلام) بامرة المؤمنين، علي بن موسي بن طاووس، ص 271.
  24. المسترشد فى امامة اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب(عليه السّلام)، محمّد بن جرير رستم طبري، صص 583-584؛ دلائل الامامة، محمّد بن جرير رستم طبري، صص 446 و 481.
  25. مناقب الامام اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب(عليه السّلام)، محمّد بن سليمان كوفى، ج 7، ص 33.
  26. مناقب الامام اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب(عليه السّلام)، محمّد بن سليمان كوفى، ج 1، صص 281، 284، 285ـ286، 305 و ج 2، صص 311 و 366-267.
  27. شرح الاخبار فى فضائل الائمّة الاطهار(عليهم السّلام)، نعمان بن محمّد معروف به قاضي نعمان، ج 1، جزء 4، ص 396-398، ج 2، جزء 7، ص 344؛ تاريخ مدينة دمشق، علي بن حسن بن عساکر، ج 13، ص 203، 206، ج 42، صص 47-48، 61 و 96.
  28. معاني الاخبار، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ص 66.
  29. کفاية الأثر في النص علي الأئمّة الاثني عشر، علي خزّاز رازي، ص 106؛ اليقين، علي بن موسي بن طاووس، ص 272.
  30. مناقب الامام اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب(عليه السّلام)، محمّد بن سليمان كوفى، ج 1، ص 148؛ مقاتل الطالبيين، ابوالفرج اصفهانى، صص 5، 14، 32، 59، 86.
  31. براى نمونه ن.ک: رجال نجاشى، احمد بن علي، صص 113، 116، 152، 157، 185، 194، 203، 220، 227 و 290.
  32. براى نمونه ن.ک: الامالي، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، صص 203، 309، 409، 427 و 446؛ الامالي، محمّد بن حسن طوسي، صص 60، 162، 330 و 353.
  33. رجال نجاشى، احمد بن علي، ص 52.
  34. الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 120.
  35. معالم العلماء، محمّد بن علي بن شهر آشوب مازندراني، ص 88.
  36. الذّريعة الي تصانيف الشّيعة، محمّدمحسن آقابزرگ طهراني، ج 6، ص 341 و ج 10، ص 123.
  37. الذّريعة الي تصانيف الشّيعة، محمّدمحسن آقابزرگ طهراني، ج 10، ص 123.

منابع

  • الاصول السّتة عشر من الاصول الاوّلية، تحقيق ضياءالدّين محمودي، قم، دار الحديث، 1381ه‍ .ش.
  • الأعلام، خيرالدين بن محمود بن محمد زِرِكلى دمشقى، بيروت، دار العلم للملايين، پنجم، 1980م.
  • الاصول السّتة عشر من الاصول الاوّلية، تحقيق ضياءالدّين محمودي، قم، دارالحديث، چاپ اوّل، 1423ه‍ .ق.
  • الامالي، محمّد بن حسن طوسي، قم، 1414ه‍ .ق.
  • الامالي، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، قم، [بي‌نا]، 1417ه‍ .ق.
  • الأنساب، عبدالکريم بن محمّد سمعاني، حيدرآباد، مطبعة مجلس، دائرة المعارف العثمانية، 1382-1402ه‍ .ق.
  • بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، تحقيق علي‌اکبر غفاري و ديگران، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ه‍ .ق.
  • پايگاه اطّلاع‌رساني آيت الله ناصر مکارم شيرازي، به نشاني www.makarem.ir
  • التاريخ الکبير، محمّد بخاري، حيدرآباد دکن، الطبعة دائرة المعارف العثمانية، [بي‌تا].
  • تهذيب الکمال، يوسف بن عبدالرّحمان مزّي، به کوشش بشار عوّاد معروف، بيروت، 1422ه‍ .ق.
  • خاتمة مستدرک الوسائل، ميرزا حسين نوري، قم، [بي‌نا]، 1415-1420ه‍ .ق.
  • دلائل الامامة، محمّد بن جرير رستم طبري، قم، مؤسّسة البعثة، 1413ه‍ .ق.
  • الذريعة إلى تصانيف الشيعة، محمّدمحسن آقابزرگ طهراني، قم، اسماعيليان - تهران، کتابخانة اسماعيليه، 1408ه‍ .ق.
  • رجال النجاشى، احمد بن علي نجاشي، تحقيق سيّد موسي شبيري زنجاني، قم، مؤسّسة النشر الاسلامي، [بي‌تا].
  • «رواجني، عباد بن يعقوب»، سعيد شفيعي، دانشنامة جهان اسلام، قم، دائرة المعارف بزرگ اسلامي، 1394ه‍ .ق.
  • سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، تحقيق نذير حمدان، بشّار عواد معروف و ديگران، بيروت، مؤسّسة الرسالة، 1414ه‍ .ق.
  • شرح الاخبار فى فضائل الائمّة الاطهار(عليهم السّلام)، نعمان بن محمّد معروف به قاضي نعمان، قم، چاپ محمّدحسين جلالى، 1409-1412ه‍ .ق.
  • فهرست کتب الشّيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الأصول، محمّد بن حسن طوسي، تحقيق عبدالعزيز طباطبائي، قم، مكتبة المحقّق الطباطبايي، 1420ه‍ .ق.
  • قاموس الرّجال، قاضي محمّدتقي نورالله شوشتري، قم، جامعة مدرّسين حوزة علمية قم، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ دوم، 1414ه‍ .ق.
  • کفاية الأثر في النص علي الأئمّة الاثني عشر، علي خزّاز رازي، قم، چاپ عبداللّطيف حسينى كوه كمرى خوئى، 1401ه‍ .ق.
  • «عبّاد بن يعقوب رواجني»، پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي، دائرة المعارف مؤلّفان اسلامي، [بي‌تا].
  • المراجعات، سيّد عبدالحسين شرف الدّين موسوي عاملي، ترجمة محمّد جعفر امامي، [بي‌جا]، انتشارات شرکت چاپ و نشر بين الملل، چاپ ششم، [بي‌تا].
  • المسترشد فى امامة اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب(عليه السّلام)، محمّد بن جرير رستم طبري، قم، چاپ احمد محمودى، 1415ه‍ .ق.
  • معاني الاخبار، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، به کوشش علي‌اکبر غفاري، قم، 1361ه‍ .ش.
  • مفاخر اسلام، علي دواني، تهران، اميركبير، چاپ اوّل، 1363ه‍ .ش.
  • مقاتل الطالبيين، ابوالفرج اصفهانى، نجف، چاپ كاظم مظفّر، 1385ه‍ .ق.؛ چاپ افست قم، [بي‌نا]، 1405ه‍ .ق.
  • مناقب الامام اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب(عليه السّلام)، محمّد بن سليمان كوفى، قم، چاپ محمّدباقر محمودى، 1412ه‍ .ق.
  • ميزان الاعتدال، محمّد بن احمد ذهبي، تحقيق علي‌محمّد بجاوي، بيروت، دار المعرفة، 1382ه‍ .ق.
  • وبلاگ حسن انصاري، به نشاني https://ansari.kateban.com
  • ويکي فقه، به نشاني fa.wikifeqh.ir
  • اليقين باختصاص مولانا على(عليه السّلام) بامرة المؤمنين، علي بن موسي بن طاووس، چاپ محمّدباقر و محمّدصادق انصارى، بيروت، 1410ه‍ .ق.
  • A Medieval Muslim Scholar at Work, E. Kohlberg, Leiden, 1992.