عُثمان بن سعید عَمْری

مشخصات فردی
نام
عثمان بن سعيد عَمْري
نام‌های دیگر
حفص بن عمرو
کنیه
ابوعمرو، ابومحمّد
لقب
سَمّان، زَيّات، اسدي، عسکری
شهرت
عَمْري
فعالیت و جایگاه
دوره
غیبت صغرا
جایگاه علمی
توثیق‌شده با نص صریح معصومان
منصب
اوّلین نايب خاص امام زمان (عج)
حوزهٔ فعالیت
ریاست سازمان وکالت
ارتباط با امامان
اصحاب و وکیل امام هادی، امام حسن عسکری و امام مهدی (علیم السّلام)
وفات
وفات
متوفّاي قبل از 267ه‍.ق. (برخی گزارش‌ها: پس از 280ه‍.ق.)
محل دفن
بغداد، محلة الدّرب (رصّافه، بازار شورجه)

محدّث و عالم موثّق، مکنّي به اَبوعَمرو و ابومحمّد و مشهور به ابوعمرو، متوفّاي قبل از 267ه‍ .ق. و اوّلين نايب خاص از نوّاب اربعة امام زمان(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) در دورة غيبت صغرا است. او از اصحاب امام هادي، امام حسن عسکري و امام مهدي(عليهم السّلام) دانسته شده است.

شرح حال

دربارة تاريخ تولّد عثمان اطّلاع دقيقي در دست نيست. گفته شده که از يازده سالگي، خادم امام جواد(عليه السّلام)[۱] و از اعتماد امام برخوردار بود و برخي مأموريت‌هاي مهم به او سپرده مي‌شد.[۲] ابن شهرآشوب نيز او را باب امام جواد(عليه السّلام) دانسته است.[۳] بعضي از عالمان شيعه، قول اخير را نپذیرفته و با تکيه بر سنّ عثمان، غير قابل قبول دانسته‌اند که از اصحاب امام جواد(عليه السّلام) بوده باشد و اين نظر را اشتباه عنوان کرده‌اند؛[۴] امّا بنا بر نقل شيخ طوسي او در سنّ يازده سالگي، خادم امام هادي(عليه السّلام) بوده است.[۵]

اسامي و القاب

نام عثمان در منابع رجالي، عثمان بن سعيد آمده؛ امّا در رجال کشّي با نام حفص بن عمرو نيز ياد شده که شايد اسم مستعار وى در ديدارهاى پنهانى با ساير وكلا باشد.[۶] کنيه‌اش در همة کتاب‌ها به اعتبار جدّ پدري، ابوعمرو ذکر شده؛ امّا در کتاب بحار الانوار و سفينة البحار، ابومحمّد نيز گفته شده؛ زيرا او پسري به نام محمّد داشت.[۷][۸] برخي او را از نوادگان عمّار بن ياسر دانسته‌اند.[۹] مهم‌ترين شهرت او عَمْري است و گفته شده او را به دو جهت به اين لقب می‌خوانند: يکي اينکه امام عسکري(عليه السّلام) اجازه ندادند نام خليفة سوم (عثمان) و لقب او (ابوعمرو) در عثمان بن سعيد جمع شود و از آن پس او را عَمري خواندند. ديگر آنکه به عمرو، جدّ پدري‌اش انتساب داشته و عمري خوانده شده است.[۱۰] محدّث قمي هم دليل عمري خواندن او را انتساب وي از طرف مادر به عُمَر بن اَطْرَف اَعْلي دانسته است.[۱۱] لقب عثمان را سَمّان و زَيّات گفته‌اند.[۱۲] همچنين او را به دليل انتساب به قبيلة بني اسد، اسدي نيز خوانده‌اند و عسکري هم گفته‌اند؛ چون ساکن محلّة عسکر در سامرّاء بوده است.[۱۳] عثمان بن سعيد پس از شروع امامت امام مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) (سال 260ه‍ .ق.)، تا پايان عمرش (حدود شش يا هفت سال) نايب خاصّ امام بود و پس از او، پسرش محمّد بن عثمان عهده‌دار نيابت شد. عثمان بن سعيد ابتدا در سامرّاء زندگي مي‌کرد و بعد از شهادت امام يازدهم(عليه السّلام)، به بغداد رفت. در آن زمان، سامرّاء پايتخت و مقرّ لشکريان سلسلة عبّاسي بود که از آغاز با امامان شيعه رابطة خوبي نداشتند. برخي گفته‌اند احتمالاً به همين دليل، عثمان بن سعيد به بغداد مهاجرت کرد و در آنجا، منطقة کرخ را که محلّ سکونت شيعيان بود، مرکز رهبري اماميه قرار داد.[۱۴] او در بغداد و ساير شهرهاي عراق، وکلايي داشته که وجوهات را از مردم اخذ کرده و سپس براي او مي‌فرستادند.

فرزندان

براي عثمان بن سعيد دو فرزند پسر نام برده‌اند: محمّد بن عثمان که پس از وفات پدر دومين نايب امام زمان(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) شد و احمد بن عثمان که نامي از او در کتب و منابع نيامده است؛ امّا در زمرة مدّعيان دروغين نيابت، اسم فردي به نام ابوبکر محمّد بن احمد بن عثمان آمده که تصريح شده برادرزادة محمّد بن عثمان است.[۱۵]

سازمان وکالت

عثمان بن سعيد به جهت سخت‌گيري‌هاي مأموران دولتي در سامرّاء و وجود دشمنان فراوان، به دستور حضرت مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) به بغداد رفت. به گفتة جاسم حسين نيز در کتاب تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، با آنکه سامرّاء پايتخت بود، امّا به دليل وجود لشکريان سلسلة عبّاسي که همواره مخالف ائمّه(عليهم السّلام) بودند و او مي‌خواست سازمان وکالت را به دور از چشم آنان رهبري کند، از اين‌رو به بغداد رفت و محلّة شيعه‌نشين کرخ را محلّ سازماندهي اماميه قرار داد.[۱۶] عثمان در مدّت نيابت، رهبري وکلاي نواحي مختلف را بر عهده داشت و امانات، وجوهات و هداياي مردم را مي‌گرفت و براي امام مي‌فرستاد. او همچنين نامه‌هاي شيعيان به امام، دست‌نوشته‌ها و توقيعات حضرت مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) در پاسخ به شيعيان را به صاحبان اصلي می‌رساند.[۱۷] وقتي جعفر برادر امام عسکري(عليه السّلام) ادّعاي نيابت کرد، احمد بن اسحاق از اصحاب امام حسن عسکري(عليه السّلام) براي اطّلاع از درستي يا نادرستي ادّعاي جعفر، نامه‌اي نوشت و به وسيلة عثمان بن سعيد براي حضرت مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) فرستاد. امام در پاسخ‌نامه، امامت جعفر را رد کردند و او را مفسد و ترک‌کنندة نماز خواندند.[۱۸]

شيوة فعّاليت

او به خريد و فروش روغن و زيتون مي‌پرداخت و اين تجارت، پوششي برای کار اصلي‌اش بود؛ چرا که وي مسئوليت‌هاي وکالت و نيابت از جانب امام را مخفي می‌کرد تا از گزند حکومت محفوظ بماند. عثمان اموال و نامه‌هاي شيعيان را در ظرف‌هاي روغن مي‌گذاشت و نزد امام می‌برد تا کسي از وجود و محتواي آن با خبر نشود.[۱۹]

دستياران

در دورة نيابت خاصّ عثمان بن سعيد، سه تن از وکلاي سرشناس به نام‌هاي احمد بن اسحاق، محمّد قَطّان و حاجز بن يزيد وشّاء، از دستياران عثمان به شمار می‌آمدند و کار ارتباط و نظارت بر ساير وکلاي بلاد، از جمله وکلاي کوفه را بر عهده داشتند.[۲۰]

جايگاه و مقام علمي

وثاقت عثمان

عثمان بن سعيد جزو افراد معدودي است که با نصّ صريح امامان معصوم(عليهم السّلام) توثيق شده و توثيق او با سند صحيح در اختيار ماست. طبيعي است که ادّعاي نيابت فردي با اين ويژگي‌ها و توثيقات از جانب امام معصوم، در نزد شيعيان پذيرفته است.

دلايل نيابت

اثبات نيابت خاصّة عثمان بن سعيد عمري از وليّ عصر(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) از اهمّيت ويژه‌اي برخوردار است؛ زيرا افزون بر اهمّيت اصل نيابت خاصّه، سند نيابت خاصّة ديگر نايبان خاصّ ايشان نيز به او منتهي مي‌گردد. براي اثبات نيابت خاصّة عثمان بن سعيد، به پنج دليل مي‌توان استناد جست:

  1. اجماع شيعيان اثنا عشريه

مهم‌ترين دليل بر صحّت نيابت خاصّ عثمان بن سعيد، اتّفاق و اجماع تمام شيعيان بر پذيرش نيابت اوست. همان‌گونه که اشاره شد، عثمان بن سعيد، صحابي نزديک سه امام از امامان اهل بيت(عليهم السّلام) و سخت مورد اعتماد آنان بوده و جايگاه و منزلت والايي در ميان پيروان آنان داشته است؛ به گونه‌ای که هيچيک از آنان در صحّت ادّعاي او ترديد نکرده است. به تعبير ديگر، اجماع شيعيان دوازده امامي، به ويژه علما و فقهاي آنان، در تمامي دوره‌ها و زمان‌ها بر پذيرش نيابت خاصّة عمري و ساير نوّاب خاصّه، يکي از ادلّة روشن صحّت ادّعاي نيابت آنهاست.

  1. روايات

شيخ صدوق به نقل از عبيدالله بن عبدالله مي‌گويد:

«امام حسن عسکري(عليه السّلام) وکيلش، ابومحمّد عثمان بن سعيد عمري را در روزگار حياتش واسطة ميان خود و پيروانش قرار داد و هنگامي که زمان رحلت امام(عليه السّلام) در رسيد، به او فرمان داد که پيروانش را گرد آورد و به آنان خبر داد که فرزندش، جانشين وي و صاحب امر ولايت پس از ايشان است و ابومحمّد عثمان بن سعيد عمري، وکيل او و باب و سفير ميان او و شيعيانش خواهد بود و هر کس درخواستي دارد، به عمري مراجعه کند؛ همان‌گونه که در روزگار حيات امام(عليه السّلام) به او مراجعه می‌کرده است.»[۲۱]

همچنين شيخ طوسي روايت کرده است در مجلسي که چهل نفر از شيعيان حضور داشتند، امام عسکري(عليه السّلام) خطاب به حاضران فرمودند:

«هان! از امروز به بعد، ديگر او را نخواهيد ديد تا سِنّي از او بگذرد. پس آنچه را عثمان مي‌گويد، بپذيريد و به فرمان او گردن نهيد و گفته‌اش را بپذيريد که او جانشين امامتان است و کار به دست اوست.»[۲۲]
  1. کرامات

يکي از دلايلي که مي‌تواند مؤيّد نيابت خاصّة آن جناب باشد، کراماتي است که از وي ظاهر گرديده که در کتب مربوطه نقل شده‌اند.

  1. توقيعات

در زمان امام عسکري(عليه السّلام) توقيعات ناحية امامت، با خط، علامات و گويشي بود که برای عالمان و مردم شناخته شده بود. از آغاز غيبت نيز توقيعات به همان‌گونه که قبلاً صادر مي‌شد، در دسترس عثمان بن سعيد و فرزندش بود و به عالمان و مردم ارائه می‌گردید. ابونصر هبة الدّين می‌نويسد: «توقيعات همان سان که در دورة امام حسن عسکري(عليه السّلام) به مردم مي‌رسید، پس از آن هم همان‌گونه و با همان خط به مردم ارائه می‌شد؛ نگاشته‌هایی در امور دين و دنيا و چيزهايي که از آن پرسش مي‌کردند، همراه با پاسخ‌هايي عجيب و خارق العادّه.»[۲۳]

  1. وجوب اعلام امام

بر فرض آنکه ادّعاي نيابت شخصي، مانند عثمان بن سعيد که داراي سابقه‌اي روشن است و همة شواهد و قرائن، درستي آن را تأیید مي‌کند، صحّت نداشته باشد، بر امام زمانش لازم است که از هر طريق ممکن، نادرستي اين ادّعا را برای پيروان خود روشن نمايد؛ وگرنه مردم نسبت به اين موضوع در جهل خواهند بود. حضرت صاحب الامر(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) نسبت به کساني که به دروغ، ادّعاي نيابت داشتند، سخت‌گير بودند و با توقيع رسمي، ادّعاي نيابت آنان را باطل مي‌کردند.

وکالت امامان(عليهم السّلام)

بنا بر آنچه در کتب و منابع رجالي آمده، عثمان بن سعيد، وکيل سه امام معصوم (امام هادي، امام عسکري و امام زمان(عليهم السّلام)) بوده است. عثمان بن سعيد در شمار اصحاب امام هادي(عليه السّلام) بوده و به وکالت او از سوي امام هم تصريح شده است.[۲۴] در روايتي که احمد بن اسحاق قمي از امام هادي(عليه السّلام) نقل کرده، عثمان بن سعيد مردي موثّق و امين معرّفي شده که آنچه به امام نسبت مي‌دهد و به مردم مي‌رساند، همگي از جانب امام هادي(عليه السّلام) است.[۲۵] عثمان علاوه بر امام هادي(عليه السّلام)، از اعتماد امام حسن عسکري(عليه السّلام) هم برخوردار بود.[۲۶] شيخ طوسي در رجال خود، عثمان بن سعيد را وکيل امام عسکري(عليه السّلام) معرّفي کرده است.[۲۷] در روايات مختلفي نقل شده که امام عسکري(عليه السّلام) عثمان را مورد خطاب قرار داده و وکيل خود دانسته و در جاي ديگر، اطرافيان را شاهد مي‌گيرند که عثمان بن سعيد وکيل ايشان است. عثمان بن سعيد از جمله چهل نفر مورد اعتماد امام عسکري(عليه السّلام) است که فرزندشان مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) را به عنوان امام و خليفة بعد از خود به آنها معرّفي[۲۸] و به آنها ابلاغ کردند که در طول غيبت امام دوازدهم، از عثمان اطاعت کنند.[۲۹] امام(عليه السّلام) او را به عنوان رئيس وکلا معرّفي کردند؛ به اين معنا که تمام وجوهاتي که شيعيان توسّط وکلا مي‌فرستادند، به عثمان مي‌رسيد و او آنها را به امام مي‌رساند.[۳۰] پس از شهادت امام عسکري(عليه السّلام)، عثمان بن سعيد عهده‌دار مراسم کفن و دفن امام شد. به اعتقاد اماميه این نشانه‌ها بر نمايندگي او از امام زمان(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) گواهي می‌دهد.[۳۱] بنا بر روايتي، حضرت مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) در ديدار با اهل قم، به نيابت عثمان بن سعيد اشاره کردند و آنان را به او ارجاع دادند.[۳۲]

وفات

زمان وفات عمري مانند ولادتش مشخّص نيست؛ امّا دو قول در اين‌باره نقل شده است:

  1. قبل از سال 267ه‍ .ق.: مورد اتّفاق اکثر مورّخان و عالمان رجال است.
  2. پس از سال 280ه‍ .ق.: استناد اين قول به توقيعي است که در سال 280ه‍ .ق. نقل شده است. به تصريح شيخ طوسي، راوي اين حديث، روايت را در سال 280ه‍ .ق. شنيده و اين، نمي‌تواند زمان وفات عثمان را روشن کند.[۳۳]

پس از درگذشت عثمان بن سعيد، فرزندش محمّد او را غسل داد و در غرب مدينة السّلام، در محلّة معروفي به نام الدّرب در بغداد دفن نمود.

نامة تسليت امام(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف)

امام زمان(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) هنگام وفات عثمان بن سعيد به فرزندش محمّد بن عثمان نامه‌اي نوشتند و به او تسليت گفتند. امام دوازدهم(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) در اين نامه، رضايت کامل خويش را از عثمان بن سعيد اعلام داشته و براي او طلب مغفرت کرده‌اند. امام زمان(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) همچنين از احساس غربت خود در نبود عثمان بن سعيد سخن گفته و فرزندش، محمّد بن عثمان را به جاي او منصوب کرده‌اند.[۳۴]

مقبرة عثمان بن سعيد

شيخ طوسي گفته که از زمان ورودش به بغداد در سال 408ه‍ .ق. تا پس از 430ه‍ .ق.، قبر عثمان بن سعيد را در محلّ مذکور زيارت می‌کرده است.[۳۵] امروزه آرامگاه او در محلّة رصّافه واقع در شرق بغداد و در منطقه‌اي به نام بازار شورجه معروف است.[۳۶] شيخ طوسي به نقل از ابونصر هبة الله بن محمّد مي‌نويسد: «قبر عثمان بن سعيد، سمت غربي بغداد در خيابان ميدان، سمت قبله مسجد کوچة جبله قرار دارد.» و سپس خود مي‌افزاید: «قبر او را در محلّ ياد شده ديدم که جلوي آن، ديواري ايجاد شده بود و محراب مسجد در آنجا بود و کنار آن نیز دري متّصل به اتاق قبر وجود داشت. سپس رئيس ابومنصور محمّد بن فرج آن ديوار را خراب کرد و قبر را آشکار نمود و روي آن صندوقي قرار داد و اهالي و همسايه‌هاي اين محل به زيارتش می‌رفتند و او را مردی شايسته مي‌دانستند.»[۳۷] حرز الديّن مي‌نويسد: «در سال 1387ه‍ .ق. به مرقد اين نايب خاص رفتم. در بالاي درِ مرقد نوشته بود: مسجد نايب امام زمان(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) عثمان بن سعيد عمري عسکري، تاريخ 1348ه‍ .ق.[۳۸] بر روي قبرش، گنبد کوچکي بود.»[۳۹]

زيارت‌نامه

علّامه مجلسي در بحار الانوار، زيارتنامه‌ای برای عثمان بن سعيد نقل و تصريح کرده که آن را در نسخه‌اي قديمي از يک عالم شيعه ديده است. مجلسي هيچ اشاره‌اي به نام کتاب و نويسندة آن نکرده است.[۴۰]

پانویس

  1. تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، جاسم محمّد حسين، ص 142.
  2. تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، جاسم محمّد حسين، ص 142.
  3. مناقب آل ابي‌طالب(عليهم السّلام)، محمّد بن علي بن شهر آشوب مازندراني، ج 4، ص 380.
  4. قاموس الرّجال، قاضي محمّدتقي نورالله شوشتري، ج 2، ص 249.
  5. رجال الطّوسي، محمّد بن حسن طوسي، ص 389.
  6. اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 813.
  7. بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 99، ص 293.
  8. سفينة البحار و مدينة الحکم و الآثار، عبّاس قمي، ج 6، ص 145.
  9. الذّريعة الي تصانيف الشّيعة، محمّدمحسن آقابزرگ طهراني، ج 1، ص 318.
  10. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 354.
  11. سفينة البحار و مدينة الحکم و الآثار، عبّاس قمي، ج 6، ص 145.
  12. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 354.
  13. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 354.
  14. تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، جاسم محمّد حسين، ص 149.
  15. تاريخ الغيبة، سيّد محمّد صدر، ج 1، ص 379.
  16. تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، جاسم محمّد حسين، ص 149.
  17. ره‌توشة عتبات عاليات، جمعي از نويسندگان، ص 364.
  18. الاحتجاج علي اهل اللّجاج، احمد بن علي طبرسي، ج 2، ص 468.
  19. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 354.
  20. سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمّه(عليهم السّلام)، محمّدرضا جبّاري، ج 1، ص 82.
  21. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 325، ح 611.
  22. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 327، ح 609.
  23. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 366.
  24. رجال الطّوسي، محمّد بن حسن طوسي، ص 389.
  25. بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 51، ص 344.
  26. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، صص 231-229.
  27. رجال الطّوسي، محمّد بن حسن طوسي، ص 401.
  28. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 357، ح 319.
  29. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، صص 232-231؛ کمال الدّين و تمام النّعمة، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ص 435.
  30. بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 50، ص 323.
  31. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، صص 231 و 356.
  32. کمال الدّين و تمام النّعمة، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 2، ص 476.
  33. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 232.
  34. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 361.
  35. الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 232.
  36. ره توشة عتبات عاليات، جمعي از نويسندگان، ص 367.
  37. احسن وديعه في تراجم مشاهير مجتهدي شيعه أو باقيات صالحات في تتميم روضات الجنّات، سيّد محمّد مهدي موسوي اصفهاني کاظمي، صص 240-241.
  38. هذا مسجد نائب الامام(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) عثمان بن سعيد العمري العسکري. تاريخ سنة 1348ه‍ .ق.
  39. مراقد المعارف، محمّد حرزالدّين، ج 2، ص 61.
  40. بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 99، ص 293. متن زيارت‌نامه در ادامه مي‌آيد:السَّلَامُ عَلَيک أَيهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ النَّاصِحُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَوْلِيائِهِ الْمُجِدُّ فِي خِدْمَةِ مُلُوک الْخَلَائِقِ أُمَنَاءِ اللَّهِ وَ أَصْفِيائِهِ السَّلَامُ عَلَيک أَيهَا الْبَابُ الْأَعْظَمُ وَ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ وَ الْوَلِي الْأَکرَمُ السَّلَامُ عَلَيک أَيهَا الْمُتَوَّجُ بِالْأَنْوَارِ الْإِمَامِيةِ الْمُتَسَرْبِلُ بِالْجَلَابِيبِ الْمَهْدِيةِ الْمَخْصُوصُ بِالْأَسْرَارِ الْأَحْمَدِيةِ وَ الشُّهُبِ الْعَلَوِيةِ وَ الْمَوَالِيدِ الْفَاطِمِيةِ السَّلَامُ عَلَيک يا قُرَّةَ الْعُيونِ وَ السِّرَّ الْمَکنُونَ السَّلَامُ عَلَيک يا فَرَجَ الْقُلُوبِ وَ نِهَايةَ الْمَطْلُوبِ السَّلَامُ عَلَيک يا شَمْسَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رُکنَ الْأَشْياعِ الْمُنْقَطِعِينَ السَّلَامُ عَلَي وَلِي الْأَيتَامِ وَ عَمِيدِ الْجَحَاجِحَةِ الْکرَامِ السَّلَامُ عَلَي الْوَسِيلَةِ إِلَي سِرِّ اللَّهِ فِي الْخَلَائِقِ وَ خَلِيفَةِ وَلِي اللَّهِ الْفَاتِقِ الرَّاتِقِ السَّلَامُ عَلَيک يا نَائِبَ قُوَّامِ الْإِسْلَامِ وَ بَهَاءِ الْأَيامِ وَ حُجَّةَ اللَّهِ الْمَلِک الْعَلَّامِ عَلَي الْخَاصِّ وَ الْعَامِّ الْفَارُوقَ بَينَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ النُّورَ الزَّاهِرَ وَ الْمَجْدَ الْبَاهِرَ فِي کلِّ مَوْقِفٍ وَ مَقَامٍ السَّلَامُ عَلَيک يا وَلِي بَقِيةِ الْأَنْبِياءِ وَ خِيرَةَ إِلَهِ السَّمَاءِ الْمُخْتَصَّ بِأَعْلَي مَرَاتِبِ الْمَلِک الْعَظِيمِ الْمُنْجِي مِنْ مَتَالِفِ الْعَطَبِ الْعَمِيمِ ذي [ذَا اللِّوَاءِ الْمَنْصُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَنْشُورِ وَ الْعِلْمِ الْمَسْتُورِ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَي وَ الْحُجَّةَ الْکبْرَي سُلَالَةَ الْمُقَدَّسِينَ وَ ذُرِّيةَ الْمُرْسَلِينَ وَ ابْنَ خَاتِمِ النَّبِيينَ وَ بَهْجَةَ الْعَابِدِينَ وَ رُکنَ الْمُوَحِّدِينَ وَ وَارِثَ الْخِيرَةِ الطَّاهِرِينَ صَلَّي اللَّهُ عَلَيهِمْ صَلَاةً لَا تَنْفَدُ وَ إِنْ نَفِدَ الدَّهْرُ وَ لَا تَحُولُ وَ إِنْ حَالَ الزَّمَنُ وَ الْعَصْرُ اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ بَينَ يدَي سُؤَالِي الِاعْتِرَافَ لَک بِالْوَحْدَانِيةِ وَ لِمُحَمَّدٍ بِالنُّبُوَّةِ وَ لِعَلِي بِالْإِمَامَةِ وَ لِذُرِّيتِهِمَا بِالْعِصْمَةِ وَ فَرْضِ الطَّاعَةِ وَ بِهَذَا الْوَلِي الرَّشِيدِ وَ الْمَوْلَي السَّدِيدِ أَبِي مُحَمَّدٍ عُثْمَانَ بْنِ سَعِيدٍ أَتَوَسَّلُ إِلَي اللَّهِ بِالشَّفَاعَةِ إِلَيهِ لِيشْفَعَ إِلَي شُفَعَائِهِ وَ أَهْلِ مَوَدَّتِهِ وَ خُلَصَائِهِ أَنْ يسْتَنْقِذُونِي مِنْ مَکارِهِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَسَّلُ إِلَيک بِعَبْدِک عُثْمَانَ بْنِ سَعِيدٍ وَ أُقَدِّمُهُ بَينَ يدَي حَوَائِجِي أَنْ تُصَلِّي عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتِهِ وَ أَوْلِيائِهِ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي الْحُوبَ وَ الْخَطَايا وَ تَسْتُرَ عَلَي الزَّلَلَ وَ السَّيئَاتِ وَ تَرْزُقَنِي السَّلَامَةَ مِنَ الرَّزَايا فَکنْ لي يا وَلِي اللَّهِ شَافِعاً نَافِعاً وَ رُکناً مَنِيعاً دَافِعاً فَقَدْ أَلْقَيتُ إِلَيک بِالْآمَالِ وَ وَثِقْتُ مِنْک بِتَخْفِيفِ الْأَثْقَالِ وَ قَرَعْتُ بِک يا سَيدِي بَابَ الْحَاجَةِ وَ رَجَوْتُ مِنْک جَمِيلَ سِفَارَتِک وَ حُصُولَ الْفَلَاحِ بِمَقَامِ غِياثٍ أَعْتَمِدُ عَلَيهِ وَ أَقْصِدُ إِلَيهِ وَ أَطْرَحُ نَفْسِي بَينَ يدَيهِ وَ السَّلَامُ عَلَيک وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ ثُمَّ صَلِّ صَلَاةَ الزِّيارَةِ وَ أَهْدِهَا لَهُ وَ لِشُرَکائِهِ فِي النِّيابَةِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيهِمْ أَجْمَعِينَ ثُمَّ وَدِّعْهُ مُسْتَقْبِلًا لَهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَي.

منابع

  • الاحتجاج علي اهل اللّجاج، احمد بن علي طبرسي، مشهد، مرتضي، 1403ه‍ .ق.
  • احسن وديعة في تراجم مشاهير مجتهدي شيعة أو باقيات صالحات في تتميم روضات الجنّات، سيّد محمّدمهدي موسوي اصفهاني کاظمي، قم، مؤسّسة تراث الشّيعة، 1437ه‍ .ق
  • اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي تحقيق سيّد مهدي رجايي، مؤسّسة آل البيت(عليهم السّلام)، [بي‌تا].
  • بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، بيروت، مؤسّسة الوفاء، 1403ه‍ .ق.
  • تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، جاسم محمّد حسين، ترجمة محمّد تقي آيت الّلهي، تهران، اميرکبير، 1385ه‍ .ش.
  • تاريخ الغيبة، سيّد محمّد صدر، بيروت، دار التعارف، 1412ه‍ .ق.
  • الذّريعة الي تصانيف الشّيعة، محمّدمحسن آقابزرگ طهراني، بيروت، چاپ علي‌نقي منزوي و احمد منزوي، 1403ه‍ .ق.
  • رجال الطّوسي، محمّد بن حسن طوسي، قم، جامعة مدرّسين، 1415ه‍ .ق.
  • ره‌توشة عتبات عاليات، جمعي از نويسندگان، تهران، نشر مشعر، 1391ه‍ .ش.
  • زيارتگاه‌هاي عراق (معرفي زيارتگاه‌هاي مشهور در کشور عراق)، محمّدمهدي فقيه بحرالعلوم و احمد خامه‌يار، تهران، سازمان حج و زيارت، حوزة نمايندگي وليّ فقيه در امور حج و زيارات، [بي‌تا].
  • سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمّه(عليهم السّلام)، محمّدرضا جبّاري، قم، مؤسّسة آموزشي پژوهشي امام خميني، 1382ه‍ .ش.
  • سفينة البحار و مدينة الحکم و الآثار، عبّاس قمي، قم، اسوه، 1414ه‍ .ق.
  • «عثمان بن سعيد عمري»، محمّد محمّدي ري‌شهري، دانشنامة امام مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) بر پاية قرآن، حديث و تاريخ، قم، مؤسّسة علمي فرهنگي دار الحديث، سازمان چاپ و نشر، [بي‌تا].
  • الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، قم، مؤسّسة المعارف الاسلامية، چاپ اوّل، 1411ه‍ .ق.
  • قاموس الرّجال، قاضي محمّدتقي نورالله شوشتري، قم، جامعة مدرّسين، 1419ه‍ .ق.
  • کمال الدّين و تمام النّعمة، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، تهران، اسلاميه، 1395ه‍ .ق.
  • مراقد المعارف، محمّد حرزالدّين، قم، انتشارات سعيد بن جبير، چاپ اوّل، 1386ه‍ .ش.
  • مفاخر اسلام، علي دواني، تهران، اميركبير، چاپ اوّل، 1363ه‍ .ش.
  • مناقب آل ابي‌طالب(عليهم السّلام)، محمّد بن علي بن شهر آشوب مازندراني، قم، علّامه، 1379ه‍ .ق.
  • ويکي شيعه، به نشاني fa.wikishia.net
  • ويکي فقه، به نشاني fa.wikifeqh.ir