فضل بن شاذان بن خلیل اَزْدی نیشابوری
متکلّم و فقيه امامي، مکنّي به ابومحمّد، متولّد پس از 170 و متوفّاي اوايل 260ه .ق. و از اصحاب امام هادي(عليه السّلام) است.
شرح حال
فضل بن شاذان فقيه صاحب نظر، متکلّم متفکّر، مفسّر حاذق، دانشمند شهير عالم اسلام و مؤلّف گرانقدر در علوم و فنون اسلامي بود.
دربارة زندگي او اطّلاعات دقيقي به دست نرسيده است. ظاهراً اصل او از نيشابور و روستايي در حوالي بيهق بود؛ امّا نسب وي به قبيلة عرب اَزْد ميرسيد که اهل يمن بودند و در دوستي امير مؤمنان(عليه السّلام) شهرت داشتند.
پدرش، شاذان بن خليل از محدّثان اماميه به شمار ميآمد.[۱] او از شاگردان يونس بن عبدالرّحمان است که از اصحاب امام موسي کاظم(عليه السّلام) بود. برادران فضل بن شاذان به نامهاي محمّد بن شاذان و علي بن شاذان از شاگردان برادر خود بودهاند. قنبر بن علي بن شاذان، فرزند علي ياد شده، برادرزادة فضل است و برادرزادة ديگرش، جعفر بن نعيم بن شاذان که استاد شيخ صدوق است و محمّد بن احمد بن نعيم بن شاذان، نوة برادرش، معروف بن ابي عبدالله شاذاني و فرزندش، عبّاس بن فضل بن شاذان از دانشمندان خاندان شاذان بودند.
بنا بر روايت کشّي، فضل مدّتي پس از وفات هارون عبّاسي (193ه .ق.) به همراه پدرش به بغداد آمد و در حالي که هنوز به بلوغ نرسيده بود، در قطيعة الربيع بغداد نزد اسماعيل بن عبّاد به آموختن قرآن پرداخت.[۲]
فضل بن شاذان در بغداد از مشايخي، چون محمّد بن ابيعمير (217ه .ق.) بهره برد و با حسن بن علي بن فضّال آشنا گرديد.[۳] او سپس به کوفه رفت و در آنجا از مشايخي، چون حسن بن محبوب، احمد بن محمّد بن ابينصر، صفوان بن يحيي و نصر بن مزاحم مِنقَري بهره جست.[۴]
برجستهترين جنبة علمي شخصيت وي، تبحّر او در علم کلام است.
وي به دليل اينکه يکي از مدافعان اصلي مذهب تشيّع بود، از سوي حکومت وقت، تحت فشار قرار ميگرفت و بعضاً بازجوييهايي نيز از او به عمل ميآمد. امام حسن عسکري(عليه السّلام) بارها از او و تأليفاتش تجليل کرد و در مقاطع گوناگون، مدح بليغي از او به عمل آورد.
ابن شاذان پس از چندي از عراق به نيشابور بازگشت و در آنجا اقامت گزيد و در زمان حکومت عبدالله بن طاهر بر خراسان (214-230ه .ق.) به دليل تشيّع مورد تفتيش عقايد قرار گرفت و از نيشابور تبعيد شد.[۵] روايتي نيز از حضور او در بيهق در اواخر عمر گزارش ميدهد.[۶]
طوسي، ابن شاذان را در شمار اصحاب امام هادي(عليه السّلام) آورده است.[۷] با توجّه به حضور ابن شاذان در عراق در ربع اوّل قرن سوم هجري قمري، احتمال روايت مستقيم او از امام جواد و امام هادي(عليهما السّلام) وجود دارد؛ امّا اينکه در آثار ابن بابويه به احاديثي بر ميخوريم که حکايت از استماع مستقيم ابن شاذان از امام رضا(عليه السّلام) دارد، امري غريب است.[۸]
ابن شاذان، در زمان امام حسن عسکري(عليه السّلام) از معتبرترين عالمان امامي خراسان به شمار ميرفت. کشّي از ارتباط دورادور او با آن حضرت خبر داده است.[۹] دربارة رابطة او با امام حسن عسکري(عليه السّلام) روايات بر دو دسته است: در يک دسته، سخناني از آن حضرت در عتاب و سرزنش وي وارد شده[۱۰] و در برخي ترحّم امام(عليه السّلام) نسبت به وي و مدح او ديده ميشود.[۱۱]
جايگاه و مقام علمي
مقام فضل نزد امامان معصوم(عليهم السّلام)
کتابي از فضل بن شاذان به دست امام حسن عسکري(عليه السّلام) رسيد، امام(عليه السّلام) با ورق زدن به مطالعة کتاب او پرداخته، فرمودند: «خدايش رحمت کند! اهل خراسان به منزلتش غبطه ميخوردند، زماني که فضل بين ايشان زندگي ميکرد.»
زماني از فضل نزد امام عسکري(عليه السّلام) نامي برده شد، شايعهپراکنيهاي دشمن را دربارة عقايد و شخصيت او براي امام(عليه السّلام) مطرح و از آن حضرت براي شفاي او دعا طلب کردند. امام(عليه السّلام) فرمودند: «آري؛ بر فضل دروغ بستند. خداوند رحمتش کند، خداوند رحمتش کند!» راوي ميگويد: «هنگامي که به خراسان رسيدم، فهميدم در همان زماني که در خدمت امام بوديم، فضل از دنيا رفته است.»
پيامبران و پيشوايان معصوم براي هر کسي به اندازة عقل و فهم و درکش، از مطالب و معارف و حقايق پرده برميدارند: «إنَّا مَعَاشِرَ الانْبِيَآءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَي قَدْرِ عُقُولِهِمْ»، روايت صدوق از فضل بن شاذان در علل شرايع و احکام، بيانگر قوّت فهم و حذاقت اوست که امام او را لايق دانسته و بسياري از فلسفة احکام را در حدود بيست صفحه از سرتاسر فقه براي او گفته است.
گفتار دانشمندان دربارة فضل
نجاشي رجالشناس بزرگ امامي در ستايش از فضل ميگويد: «او ثقه و از بزرگان فقها و متکلّمان شيعه و در اين طايفه، داراي مقام و جلالتي است. وي مشهورتر از آن است که ما به توصيف او بپردازيم.» و شيخ طوسي در اين راستا مينويسد: «فقيه، متکلّم، جليل القدر و کشّي او را از عدول و ثقات برشمرده و در موارد زيادي به گفتار او در توثيق و تضعيف رجال به عنوان سندي اعتماد ميکند.»
علماي ديگر نيز به اتّفاق او را توثيق و از فقيهان عاليمقام و متلّکمان سترگ به حساب آوردهاند.
برجستهترين جنبة علمي شخصيت ابن شاذان در علم کلام است؛ شيخ طوسي از وي به عنوان متکلّمي جليل القدر ياد کرده است.[۱۲]
ابن شاذان به عنوان فقيه نيز شناخته ميشد.[۱۳] محقّق حلّي او را در زمرة فقيهان درجة اوّل اماميه شمرده است؛[۱۴] امّا اطّلاعات باقيمانده از فقه او اندک است. بخشي از فقه ابن شاذان که مخالفت بارزي با نظرات مشهور اماميه ندارد، در کتاب العلل او قابل دسترسي است؛ ولي اين کتاب تنها مباحث مربوط به عبادات را شامل ميشود.
چنانکه از تلويح ابن بابويه[۱۵] و تصريح سيّد مرتضي[۱۶] برميآيد، ابن شاذان به حجّيت قياس مُستَنبَطُ العلّة قائل بوده است.[۱۷] برخورد علّتگرايانة او با احکام شرعي در سراسر العلل نيز مؤيّد اين امر است.
ابن شاذان در سلسله اسناد بسياري از احاديث اماميه قرار گرفته است. نجاشي به توثيق او تصريح کرده است.[۱۸] کشّي در مواضع بسياري به نظرات و جرح و تعديلهاي او دربارة محدّثان استناد جسته است.[۱۹]
بر پاية اطّلاعات اندکي که در دست است، اساس تعاليم کلامي ابن شاذان، پس از شهادتين، اقرار به حجّت خداوند و اقرار به ما جاء من عند الله است.[۲۰] او به اساس رجعت قائل بود[۲۱] و در مسئلهاي، چون ازدواج عمر با امّ کلثوم (دختر امام علي(عليه السّلام)) معتقد بود که آن امّ کلثوم ديگري بوده است.[۲۲]
اعتقاد به امامت
کلّيات عقيدة او در باب امامت با عقايد اماميه تطابق دارد؛ زيرا او استحقاق امامت را به نصّ ميدانست و امام را واجب الاطاعه ميشمرد[۲۳] و وجود بيش از يک امام را در زمان واحد بر روي زمين، نا ممکن ميدانست.[۲۴]
اثبات امامت امام علي(عليه السّلام)
ابن شاذان در کتاب العلل[۲۵] و در مناظراتي که از وي نقل شده، ادلّة خود بر اثبات امامت حضرت علي(عليه السّلام) و نفي امامت شيخين و برخي ديگر از مسائل امامت را بيان کرده است.
رابطه با مذاهب ديگر اماميّه
او در عراق با مشايخ فطحي و واقفيه رابطة نزديکي داشته است و در مجالس مناظرة ابن فضّال، بزرگ فطحيان، شرکت ميجست و مورد علاقة وافر او بود.[۲۶]
در ميان مشايخ او برخي ديگر از فطحيان، چون علي بن اسباط ديده ميشود.[۲۷] از مشايخ واقفي او نيز سيف بن عميره، عثمان بن عيسي، عبدالله بن قاسم حضرمي و عبدالله بن جبله را ميتوان ياد کرد.[۲۸]
اساتيد و مشايخ
امام رضا، امام جواد، امام هادي و امام عسکري(عليهم السّلام)، محمّد بن ابيعمير، حسن بن محبوب، محمّد بن اسماعيل بن بزيع، حسن ابن علويه، صفوان بن يحيي، حسن بن علي بن فضّال، محمّد بن حسن واسطي، محمّد بن سنان، ابوداوود مسترق، جعفر بن عيسي يقطيني، حماد بن عيسي، محمّد بن يونس، عبدالله بن وليد عدني، محمّد بن ثابت، اسماعيل بن سهل، عمّار بن مبارک، ، فضالة بن ايّوب، علي بن حکم، ابراهيم بن عاصم، ابوهاشم داوود بن قاسم جعفري، قاسم بن عروه، عبدالرّحمن بن ابي نجران، عبدالعزيز مهتدي و پدرش شاذان بن خليل نيشابوري، ابوجعفر بصري، عيسي رواسي، محمّد بن يحيي عطار و يونس بن عبدالرّحمن.
در ميان مشايخ او برخي ديگر از فطحيان، چون علي بن اسباط ديده ميشود.[۲۹] از مشايخ واقفي او نيز سيف بن عميره، عثمان بن عيسي، عبدالله بن قاسم حضرمي و عبدالله بن جبله را ميتوان ياد کرد.[۳۰]
شاگردان و راويان
علي بن محمّد بن قتيبة نيشابوري، علي بن شاذان، محمّد بن شاذان،محمّد بن اسماعيل بُندُقي نيشابوري، سهل بن بحر فارسي، عبّاس بن مغيره، محمّد بن شاذان، حامد بن محمّد ازدي بوشَنجي، عبدالله بن محمّد بيهقي، محمّد بن حسين بن ابي الخطاب، محمّد بن احمد بن نعيم بن شاذان، ابوعلي احمد بن يعقوب بيهقي و ابوعمرو کشّي.
آثار
شيخ طوسي سي و دو کتاب براي فضل نام برده است؛ ولي نجاشي چهل وهشت کتاب او را ذکر کرده است و مينويسد: «کنجي - يحيي بن زکريّا - گفته است که فضل بن شاذان يکصد و هشتاد کتاب تصنيف کرده که برخي از آنها در کلام و فقه است.» نجاشي در رجال[۳۱] و طوسي در الفهرست[۳۲] برخي آثار او را آوردهاند؛ از جمله:
اثبات الرّجعة که منتخبي از آن به کوشش باسم موسوي در مجلّة تُراثنا[۳۳] به چاپ رسيده است؛ - الطلاق که کليني[۳۴] قطعاتي از آن را نقل کرده که ظاهراً برگرفته از همين کتاب اوست؛ - علل الشّرايع، در علل مربوط به عبّادات است که نجاشي و طوسي[۳۵] آن را ذکر کردهاند؛ - الفرائض الکبير،[۳۶] الفرائض الاوسط،[۳۷] الفرائض الصغير[۳۸] و مسائل البلدان که نجاشي[۳۹] بدان اشاره و شيخ طوسي در برخي از آثارش، بخشهايي از آن را نقل کرده است؛[۴۰] - يوم و ليلة که گفته شده به نظر امام حسن عسکري(عليه السّلام) رسيده و مورد تأييد آن حضرت قرار گرفته است؛[۴۱] - کتابي با عنوان الايضاح به کوشش محدّث ارموي در تهران در 1351ه .ش. به نام فضل بن شاذان (به عنوان مؤلّف) منتشر و سپس در بيروت، در 1402ه .ق. تجديد چاپ شده است. هيچيک از متقدّمان اين کتاب را به ابن شاذان نسبت ندادهاند و اين نسبت نخستينبار در قرن 11ه .ق. در آثار فيض کاشاني به چشم خورد.[۴۲] مؤلّف در الايضاح، به نقض مخالفان اماميه به طور اعم و معتزله، جَهميه، مُرجئه، خوارج و اصحاب حديث به طور اخص پرداخته است. محدّث ارموي در مقدّمة الايضاح سعي کرده است که با ذکر شواهدي صحّت انتساب آن را به ابن شاذان ثابت کند.
فهرست شيخ طوسي اين کتابها را اضافه دارد:
کتاب مُتعتين: متعة الحج و متعة النساء؛ کتاب الحسني و کتابي که در آن، مسائل متفرّقي از ابوثور و شافعي و اصفهاني و ديگران جمع کرده و شاگردش، علي بن محمّد قُتَيبي آن را ديباج ناميده است؛ کتاب نقض بر اسکافي در تقويت جسم؛ کتاب عروس که همان کتاب العين است؛ کتاب الوعيد؛ کتاب استطاعت؛ کتاب مسائلي در علم؛ کتاب اعراض و جواهر؛ کتاب علل؛ کتاب ايمان؛ بيان اصل ضلالت؛ کتاب محنت اسلام؛ کتاب سنن؛ کتاب چهار مسئله در امامت؛ کتاب مسّ و خفّين (کفشها)؛ کتاب لطف؛ کتاب قائم(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف)؛ کتاب ملاحم (اخبار غيبي)؛ کتاب حذو النّعل بالنّعل؛ کتاب امامت کبير؛ کتاب فضل اميرالمؤمنين(عليه السّلام)؛ کتاب معرفت و ضلالت؛ کتاب تعرّي و حاصل؛ کتاب خصال در امامت؛ کتاب ميعاد و موازنه؛ کتاب نجاح در عمل ماه مبارک رمضان و کتاب نسبت بين جبريه و بتريّه.
ردّيهها
فهرستي که نجاشي[۴۳] و طوسي[۴۴] از آثار ابن شاذان ارائه ميکنند، نشان ميدهد که او با گروههاي فکري گوناگوني درگير بوده و بر آنان ردّيهها نوشته است؛ از آن جمله ميتوان از معتزله، معطله، مرجئه، خوارج و غاليان شيعه ياد کرد. در اين ميان ردّية او بر کَرّاميه که مؤسّس آن در 255ه .ق. وفات يافته، به خصوص رديّة او بر قرامطه که تنها اندکي پيش از 264ه .ق. پاي گرفتهاند، نيازمند تأمّل است.
کتاب ردّ بر حشويّه، کتاب ردّ بر حسن بصري در تفضيل، کتاب ردّ بر اهل تعطيل، کتاب ردّ بر ثنويه، کتاب ردّ بر محمّد بن کرام، کتاب التّوحيد في کتب الله، کتاب ردّ بر احمد بن حسين، کتاب ردّ براصم، کتاب ردّ بر يمان بن رئاب خارجي، کتاب ردّ بر فلاسفه، کتاب ردّ بر منانيه، کتاب ردّ بر باطنيه، کتاب ردّ بر ابيعبيد در طلاق و کتاب ردّ بر بائسه.
وفات
ابن شاذان عمري دراز يافت و سرانجام در اواخر 259ه .ق. در بستر بيماري افتاد و در اوايل 260ه .ق. درگذشت[۴۵] مقبرة وي در نيشابور است. کشّي مينويسد: «فضل در روستايي در حوالي بيهق بود که خبر خروج خوارج به او رسيد. براي فرار از چنگ آنان بار سفر بست و از آنجا گريخت و در اثر فشار و سختي سفر، بيمار شد و در سال 260ه .ق. درگذشت.» بر قبر او در نيشابور گنبد و بارگاهي است و محلّ تردّد و زيارت شيفتگان علم و ولايت ميباشد.
منابع
- اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، به کوشش حسن مصطفوي، مشهد، [بينا]، 1348ه .ش.
- الاصول الاصليه، محمّد محسن فيض کاشاني، به کوشش جلالالدّين محدّث، تهران، [بينا]، 1349ه .ش.
- الايضاح، منسوب به ابن شاذان، به کوشش جلال الدّين محدّث، تهران، [بينا]، 1351ه .ش.
- تأويل الآيات، شرف الدّين استرآبادي، قم، [بينا]، 1407ه .ق.
- تاريخ قم، حسن بن محمّد بن حسن قمي، ترجمة حسن بن علي قمي، به کوشش جلالالدّين طهراني، تهران، [بينا]، 1361ه .ش.
- التّوحيد، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، به کوشش هاشم حسيني، تهران، [بينا]، 1387ه .ق.
- الخصال، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، به کوشش علياکبر غفاري، تهران، [بينا]، 1389ه .ق.
- الرّجال، احمد بن علي نجاشي، به کوشش موسي زنجاني، قم، [بينا]، 1407ه .ق.
- الرّجال، احمد بن محمّد برقي، تهران، [بينا]، 1342ه .ش.
- الرّجال، محمّد بن حسن طوسي، به کوشش محمّد صادق بحرالعلوم، نجف، [بينا]، 1380ه .ق.
- رجال السيّد بحرالعلوم المعروف بالفوائد الرّجالية، سيّد محمّدمهدي بحرالعلوم، تهران، [بينا]، 1363ه .ق.
- الشّافي، علي بن حسين معروف به سيّد مرتضي، ايران، [بينا]، 1301ه .ق.
- شرح نهج البلاغة، عبدالحميد بن ابي الحديد، به کوشش محمّد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، [بينا]، 1379ه .ق.
- العلل، فضل بن شاذان، به کوشش احمد پاکتچي، منتشر نشده.
- عيون اخبار الرّضا(عليه السّلام)، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، نجف، [بينا]، 1390ه .ق.
- الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، تهران، [بينا]، 1398ه .ق.
- الفصول المختارة، علي بن حسين معروف به سيّد مرتضي، نجف، کتابخانة حيدريه، [بيتا].
- الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، به کوشش محمّدصادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانة مرتضويه، [بيتا].
- الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، تهران، [بينا]، 1377ه .ق.
- «مختصر اثبات الرّجعه»، فضل بن شاذان، به کوشش باسم موسوي، تراثنا، قم، 1409ه .ق.، شمارة 15.
- مختلف الشّيعة، حسن بن يوسف علّامه حلّي ايران، [بيجا]، [بينا]، 1324ه .ق.
- المعتبر، جعفر بن حسن حلّي، ايران، [بينا]، 1318ه .ق.
- مفاخر اسلام، علي دواني، تهران، اميرکبير، چاپ اوّل، 1363ه .ش.
- مناقب آل ابيطالب(عليهم السّلام)، محمّد بن علي بن شهر آشوب مازندراني، قم، چاپخانة علميه، [بيتا].
- من لا يحضره الفقيه، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، نجف، [بينا]، 1376ه .ق.
پانویس
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 306.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 34؛ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي،، صص 515 و 591-592.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 34؛ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 515 و 591-592.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 34؛ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 515 و 591-592؛ مختصر اثبات الرّجعة، فضل بن شاذان، به کوشش باسم موسوي، تراثنا، قم، 1409ه .ق.، شمارة 15، صص 208، 209 و 213؛ الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، تهران، 1398ه .ق.، ص 271
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 539-540.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 543.
- ↑ الرّجال، محمّد بن حسن طوسي، ص420.
- ↑ التّوحيد، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، صص 137 و 270؛ الخصال، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 1، ص 58؛ عيون اخبار الرّضا(عليه السّلام)، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 2، ص 119.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 542-543؛ الرّجال، محمّد بن حسن طوسي، ص 434 که ابن شاذان را در شمار اصحاب آن حضرت آورده است.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 541-543.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 538، 542 و 543.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 124.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 124.
- ↑ المعتبر، جعفر بن حسن حلّي، ص 7، سطر 11.
- ↑ من لايحضره الفقيه، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 4، ص 197.
- ↑ رجال السيّد بحر العلوم المعروف بالفوائد الرّجالية، سيّد محمّدمهدي بحرالعلوم، ج 3، ص 215.
- ↑ مختلف الشّيعة، حسن بن يوسف علّامه حلّي، ج 5، ص 179.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 307.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 446.
- ↑ العلل، فضل بن شاذان، ص 1؛ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 539، سطر 2 و 3، ص 540، سطر 12 و بعد.
- ↑ مختصر اثبات الرّجعة، فضل بن شاذان، به کوشش باسم موسوي، تراثنا، قم، 1409ه .ق.، شمارة 15، جاهاي مختلف.
- ↑ تاريخ قم، حسن بن محمّد بن حسن قمي، ص 193.
- ↑ مختصر اثبات الرّجعة، فضل بن شاذان، شمارة 15، ص 3.
- ↑ مختصر اثبات الرّجعة، فضل بن شاذان، شمارة 15، ص 4.
- ↑ العلل، فضل بن شاذان، صص 1-4.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 516.
- ↑ الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 284.
- ↑ الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، صص 28، 102، 271 و 283.
- ↑ الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، ص 284.
- ↑ الغيبة، محمّد بن حسن طوسي، صص 28، 102، 271، 283.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص307.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، صص 124-125.
- ↑ «مختصر اثبات الرّجعه»، فضل بن شاذان، شمارة 15.
- ↑ الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، ج 6، صص 93-96.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 307؛ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، صص 124-125.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص307.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 307.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 307.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 307.
- ↑ تأويل الآيات، شرف الدّين استرآبادي، ج 1، ص 236.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 538، 542.
- ↑ الاصول الاصليه، محمّد محسن فيض کاشاني، ص 5.
- ↑ الرّجال، احمد بن علي نجاشي، ص 307.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 124.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 538-543.