مسلم بن حجّاج بن مسلم قشیرى نیشابورى
محدّث، راوي و عالم اهل سنّت، مکنّي به ابوالحسين، معروف به امام مسلم، متولّد 206 و متوفّاي 261ه .ق.، نويسندة کتاب صحيح مسلم، يکي از صحاح ستّة اهل سنّت است.
شرح حال
مسلم در سال 204ه .ق. به دنيا آمد.[۱] از آنجا که در نيشابور که يکي از برجستهترين مراکز علمي و حديثي جهان اسلام بود[۲] به دنيا آمد، به او نيشابوري ميگويند. از پدرش حجّاج بن مسلم نيز به عنوان يکي از مشايخ حديثي ياد میشود که بدون ترديد، او در تشويق فرزندش به فراگيري علوم اسلامي و قرآن مؤثّر بوده است.[۳] مسلم تحصيل خود را از ابتداى جوانى، در زادگاهش پي گرفت و سپس براي تکميل علمآموزي، خود به شهرهاي مختلف در عراق، حجاز، شام و مصر مسافرت کرد.[۴][۵] وسعت دانش او در زمينة روايات و نيز پرکارياش موجب شد که بزرگاني، همچون احمد بن سلمه و ابو عيسي ترمذي که در حديث، همپاي او به شمار میرفتند، از او دانش حديث فرا گيرند.[۶] آشنايى مسلم با بخارى از زمانى آغاز شد كه بخارى به نيشابور آمد و مسلم از اين فرصت استفاده كرده، ملازم و مصاحب او گرديد. حتّى زمانى كه ميان محمّد بن يحيى ذهلى و بخارى بر سر موضوع مخلوق بودن الفاظ قرآن، اختلاف به وجود آمد و محمّد بن يحيى ذهلى مردم را از ديدار بخارى به سبب باور او به مخلوق بودن قرآن منع نمود و از آنان خواست تا كسى از بخارى حديث ننمايد، مسلم به اين منع و تحريم وى اعتنايى ننمود و به ديدار بخارى مىشتافت. چون اين خبر به محمّد بن يحيى رسيد، در هنگام درس که مسلم در آن حضور داشت، خطاب بدو گفت: «هر كس قائل به مخلوق بودن الفاظ قرآن است، جايز نيست كه در مجلس ما حضور داشته باشد.» مسلم عبايش را بر سر خود كشيده و در مقابل ديدگان عموم از مجلس بيرون رفت و تمام نوشتهها و يادداشتهاى خود را كه از محمّد بن يحيى جمعآورى كرده بود، توسّط فردى به خانة محمّد بن يحيى فرستاد و از اينجا بود كه رابطة مسلم و استادش - محمّد بن يحيى ذهلى - به خاطر حمايت از عقيدة بخارى از هم گسسته گرديد. با اينكه رابطة مسلم و محمّد بن يحيى ذهلى رو به تيرگى و سردى نهاد؛ ولى او نتوانست از آوردن روايات ذهلى در صحيح خويش خوددارى ورزد؛ امّا با وجود اين، به اسم وى تصريح ننمود و تنها از او با عنوان محمّد ياد كرده است. او در كتاب صوم، طب، جنائز، عتق و... در حدود سى حديث از محمّد روايت نموده است.
جايگاه و مقام علمي
بيشترين شهرت مسلم به سبب آگاهى و تسلّط وى در علم حديث و تصنيف كتاب الصّحيح است. وى بيشترين بهره را در علم حديث از محضر بخارى برد و در كتاب الصّحيح که دومين كتاب حديث صحيح از صحّاح ششگانة اهل سنّت به شمار میرود، تأثير زيادى از بخارى پذيرفته است. ابوعلى نيشابورى در اين زمينه مىگويد: «مسلم در تأليف كتاب خود، بيشترين بهره را از بخارى و صحيح او برده است» و دارقطنى در اينباره ميگويد: «اگر بخارى نبود، مسلم نه در سلك محدّثان وارد مىشد و نه از آن خارج مىگرديد.» در مورد مكانت، بزرگى، زكاوت (ديانت) و علوّ مرتبة علمى مسلم، دانشمندان زمان با هم اتّفاق نظر دارند. در اين مورد، حافظ ابوعلى نيشابورى مىگويد: «در علم حديث، كتابى صحيحتر از كتاب مسلم وجود ندارد.» محمّد بن بشار به مورد ديگرى از مراتب مسلم اشاره نموده و مىگويد: «حفّاظ دنيا چهار تن هستند؛ بوزرعه در رى، مسلم در نيشابور، عبدالله دارمى در سمرقند، محمّد بن اسماعيل در بخارا.» نووي در تمجيد از صحيح مسلم ميگويد: «هرکس با دقّت در آن بنگرد و اسناد، ترتيب، حسن چينش، شيوه بديع، تحقيقات و دقّتهاي ارزشمند، ورع و احتياط او در نقل روايات، تلخيص طرق، ضبط روايات و طرق پراکنده در کتاب او را مورد توجّه قرار دهد و کثرت اطّلاع دامنة دانش روايي او و ساير محاسنش را در نظر آورد، درخواهد يافت که مسلم پيشوايي است که هيچکس پس از او به پايش نخواهند رسيد و کمتر کسي از معاصرانش همتاي او به شمار میروند، يا به مقام علمي او نزديک شدهاند.»[۷] ذهبي ميگويد: «صحيح مسلم، کتابي نفيس و در موضوع خود کامل است، و وقتي حفّاظ آن را ديدند، در شگفت ماندند.»[۸]
اساتيد و مشايخ
او از مشايخ حديثي فراواني بهره جست که شمار آنها را تا دويست و بيست نفر نيز برآورد کردهاند:[۹][۱۰] محمّد بن اسماعيل بخاري، اسحاق بن راهويه، يحيى بن يحيى نيشابوري در خراسان،[۱۱][۱۲] قتيبة بن سعيد، محمّد بن مهران و اباغسان در رى، احمد حنبل و عبدالله بن مسلمه در عراق، سعيد بن منصور و ابامصعب در حجاز و عمرو بن سواد در مصر.[۱۳][۱۴][۱۵]
شاگردان و راويان
تِرْمِذى، ابوحاتم رازى، احمد بن سلمه، موسى بن هارون، يحيى بن صاعد، محمّد بن مخلد، ابوعوانه، يعقوب بن اسحاق اسفراينى، محمّد بن عبدالوهّاب فرّاء، على بن الحسين، حسين بن محمّد بن زياد قبانى، ابراهيم بن محمّد بن سفيان و... .[۱۶]
آثار
از مهمترين آثار مصنّفات و تأليفات او، مىتوان به موارد زيراشاره نمود. الجامع الصحيح (كه به نامهاى ديگرى، چون الصحيح، صحيح مسلم و مسند مسلم معروف است.) الصحيح، در نزد اهل سنّت از جايگاه خاص و ممتازى برخوردار است و مهمترين کتاب حديثي اهل سنّت پس از صحيح بخاري است. اين کتاب هفت هزار و دويست و هفتاد و پنج حديث نبوي را در بر دارد که بدون احاديث تکراري، روايات آن حدود چهار هزار خواهد بود. به ادّعاي مسلم همة روايات آن معتبر و صحيحند؛ امّا از سوي برخي علماي اهل سنّت، مانند نووي، حاکم نيشابوري و ابن حجر عسقلاني در صحّت برخي از احاديث آن ترديد شده است. از آن به دليل ايرادات سندي (تعليق) و متني (اندراج) و همچنين نقل از راويان ضعيف، انتقاد شده است. از نظر شيعيان در صحيح مسلم احاديث ضعيف و جعلي وجود دارد. مسلم در صحيح خود رواياتي در فضايل اهل بيت(عليهم السّلام) نقل کرده که تعداد آنها را شصت و دو روايت دانستهاند. همچنين رواياتي در فضايل امام علي(عليه السّلام)، حضرت فاطمه(سلام الله عليها)، حسنين(عليهما السّلام)، امام سجّاد(عليه السّلام) و حضرت مهدي(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) نقل کرده است.[۱۷] مسلم حديث منزلت، حديث کساء، حديث اثنا عشر خليفه، حديث رايت و شأن نزول آية مباهله را در صحيح آورده است. او همچنين رواياتي در تأييد برخي احکام، بنا بر مذهب شيعه، از جمله صحيح بودن ازدواج موقّت نقل کرده است.[۱۸] اهل سنّت صحيح مسلم را دومين کتاب از صحاح ستّه ميدانند و بر اين باورند پس از قرآن و صحيح بخاري، معتبرترين کتاب است.[۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] آنان همچنين صحيح مسلم و صحيح بخاري را صحيحين ميگويند.[۲۳] البتّه گفته شده برخي از آنان، صحيح مسلم را بر صحيح بخاري ترجيح دادهاند.[۲۴][۲۵][۲۶] شيعيان از اين جهت که اين کتاب در زمان امام هادي و امام حسن عسکري(عليهما السّلام) نوشته شده، امّا از آن دو، روايتي نقل نكرده و نامي به ميان نياورده، انتقاد ميکنند.[۲۷] البتّه به دليل نقل رواياتي از فضايل اهل بيت(عليهم السّلام)، آن را بر صحيح بخاري ترجيح دادهاند. برخي شيعيان هم بر اين باورند که در برخي از نسخههاي صحيح مسلم تحريفاتي صورت گرفته است.[۲۸] آنان براي اثبات ادّعاي خود مواردي از اين تحريفات را برشمردهاند؛ از جمله معتقدند روايت «مهدي من عترتي من ولد فاطمه(سلام الله عليها)» و همچنين حديث «خير نساء العالمين اربع» در چاپهاي قديمي صحيح مسلم بوده و در برخي از منابع اهل سنّت، مانند الصواعق المحرّقة، کنز العمّال و المستدرک علي الصّحيحين، به وجود آنها در صحيح مسلم اشاره و استناد شده؛ امّا در برخي از نسخههاي متأخّر آن يافت نميشوند.[۲۹] از ديگر کتابهاي مسلم ميتوان به موارد زير اشاره کرد: اشکالات و ايرادات، علل الحديث، المنفردات و الوُحدان، كتاب أوهام المحدّثين، طبقات التّابعين، المسند الكبير على أسماء الرّجال، الأسماء و الكُنى، مَن ليس له إلاّ راوٍ واحد، أولاد الصّحابة، المُخَضْرَمين، التمييز، أفراد الشّاميين، تسمية شيوخ مالك و سفيان و شعبة، مشايخ الثورى، الجامع الكبير على الأبواب، الأقران، التاريخ و...
وفات
مسلم در 25 رجب سال 261ه .ق. در زادگاهش، نيشابور دار فانى را وداع گفت و در نصرآباد نيشابور در آغوش خاک آرام گرفت. آرامگاه او در نزديکي قبر فضل بن شاذان است.
پانویس
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 13، ص 261.
- ↑ معجم البلدان، شهاب الدّين ابوعبدالله ياقوت حموي، ج 5، ص 331.
- ↑ اعلام المساعين الامام مسلم بن الحجاج، محمود سلمان مشهور حسن، ص 23.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 13، ص 101.
- ↑ الاعلام، خير الدّين زرکلي، ج 7، ص 221.
- ↑ صحيح المسلم بشرح النووي، مسلم بن حجّاج نيشابوري، ج 1، ص 8.
- ↑ المنهاج، يحيي بن شرف نووي، ج 1، التعريف بالامام مسلم، ص د.
- ↑ سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، ج 12، ص 569.
- ↑ سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، ج 12، صص 558-561.
- ↑ تهذيب الکمال في اسماء الرّجال، يوسف بن عبدالرّحمان مزّي، ج 27، صص 499-504.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 13، ص 101.
- ↑ تاريخ مدينة دمشق، علي بن حسن بن عساکر، ج 58، ص 86.
- ↑ تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، ج 13، ص 103.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 11، ص 34.
- ↑ تاريخ مدينة دمشق، علي بن حسن بن عساکر، ج 58، ص 94.
- ↑ سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، ج 12، ص 562.
- ↑ فضائل اهل بيت(عليهم السّلام) در صحاح ستّه اهل تسنّن، علي زهراب (فاضلي)، ص 300.
- ↑ درسنامة رجال مقارن، نجم الدّين طبسي، ص 203.
- ↑ المنهاج، يحيي بن شرف نووي، ج1، مقدّمة شيخ خليل مأمون شيحا، ص 79.
- ↑ معرفة انواع علم الحديث، عثمان بن عبدالرحمن شهرزورى معروف به ابن صلاح، ص 84.
- ↑ لطائف الاشارات لفنون القراءات، احمد بن محمّد قسطلاني، ج 1، ص 19.
- ↑ الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، احمد بن محمّد بن حجر هيثمي، ص 9.
- ↑ کشف الظّنون، مصطفي بن عبدالله حاجي خليفه، ج 1، ص 555.
- ↑ البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، ج 11، ص 33.
- ↑ کشف الظّنون، مصطفي بن عبدالله حاجي خليفه، ج 1، ص 555.
- ↑ المنهاج، يحيي بن شرف نووي، ج 1، مقدّمة شيخ خليل مأمون شيحا، ص 79؛ مقدّمة نووي، ص 128.
- ↑ «صحّاح ستّه»، پايگاه اطّلاعرساني حوزه https://hawzah.net/
- ↑ التحريفات و التصريفات في کتب اهل السنة، علي حسيني ميلاني، صص 15-22.
- ↑ تحريف سلفيه در ميراث مکتوب، ناصر عزيزي، صص 70-71.
منابع
- اعلام المساعين الامام مسلم بن الحجاج، محمود سلمان مشهور حسن، دمشق، دار القلم، [بيتا].
- الأعلام، خير الدّين زرکلي، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ پنجم، 1980م.
- البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن کثير الدمشقي، بيروت، دار الفکر، 1407ه .ق.
- تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، بيروت، دار الکتب العلمية، 1417ه .ق.
- التحريفات و التصريفات في کتب اهل السنة، علي حسيني ميلاني، [بيجا]، [بينا]، 1421ه .ق.
- تحريف سلفيه در ميراث مکتوب، ناصر عزيزي، [بيجا]، [بينا]، 1395ه .ش.
- تهذيب الکمال في اسماء الرّجال، يوسف بن عبدالرّحمان مزّي، بيروت، مؤسسة الرّسالة، 1400ه .ق.
- درسنامة رجال مقارن، نجم الدّين طبسي، قم، مؤسّسة آموزشي پژوهشي مذاهب اسلامي، 1385ه .ش.
- دول الاسلام، محمّد بن احمد ذهبي، تحقيق حسن اسماعيل مروه، بيروت، دار صادر، 1999م.
- سير اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبي، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1405ه .ق.
- صحيح المسلم بشرح النووي، مسلم بن حجّاج نيشابوري، شرح يحيي بن شرف نووي، قاهره، المطبعة المصرية بالأزهر، 1347ه .ق.
- «صحّاح ستّه»، پايگاه اطّلاعرساني حوزه، به نشاني https://hawzah.net/
- الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، احمد بن محمّد بن حجر هيثمي، تصحيح عبدالوهّاب عبداللّطيف، قاهره، شرکة الطباعة الفنية المتّحدة، [بيتا].
- فضائل اهل بيت(عليهم السّلام) در صحاح ستّه اهل تسنّن، علي زهراب (فاضلي)، [بيجا]، [بينا]، 1391ه .ش.
- لطائف الاشارات لفنون القراءات، احمد بن محمّد قسطلاني، تصحيح خالد حسن ابوالجود، جيزه، مکتبة اولاد الشيخ للتراث، 2014م.
- کشف الظّنون، مصطفي بن عبدالله حاجي خليفه، [بيجا]، [بينا]، 1410ه .ق.
- معرفة انواع علم الحديث، عثمان بن عبدالرحمن شهرزورى معروف به ابن صلاح، تحقيق عبداللطيف الهميم و ماهر ياسين الفحل، بيروت، منشورات محمّدعلي بيضون، چاپ اوّل، 1423ه .ق.
- معجم البلدان، شهاب الدّين ابوعبدالله ياقوت حموي، بيروت، دار صادر، 1995م.
- المنهاج، يحيي بن شرف نووي، [بيجا]، [بينا]، 1423ه .ق.
- وبسايت اسلام کوئست نت، به نشاني www.islamquest.net/fa
- ويکي فقه، به نشاني fa.wikifeqh.ir
- ويکي شيعه، به نشاني fa.wikishia.net
- ويکي نور، به نشاني wikinoor.ir