مُحمّد بن ابیعُمَیْر زیاد بن عیسی اَزْدی
عالم، محدّث و راوي شيعي، مکنّي به ابواحمد، متولّد حدود 125 تا 135 و متوفّاي 217ه .ق. و از ياران امام رضا و امام جواد(عليهما السّلام) است.
شرح حال ابواحمد بن ابيعمير بين سالهاي 125 تا 135ه .ق. در بغداد به دنيا آمد و در اين شهر اقامت داشت و از امام کاظم(عليه السّلام) حديث ميشنيد. در برخي از اين احاديث، امام او را با کنية ابواحمد خطاب کرده است.[۱] شيخ مفيد[۲] و شيخ طوسي[۳] گفتهاند که ابن ابيعمير، محضر امام کاظم(عليه السّلام) را درک کرد؛ امّا از آن حضرت روايت نکرده است. اين مطلب با گفتار نجاشي و روايات بيواسطة ابن ابيعُمير از امام کاظم(عليه السّلام) در توحيد،[۴] کمال الدّين و تمام النّعمه[۵] و کامل الزّّيارات[۶] سازگار نيست؛ مگر آنکه مقصود، کمي روايات وي از امام کاظم(عليه السّلام) باشد.[۷] ابن ابيعمير محضر امام رضا و امام جواد(عليهما السّلام) را نيز درک و از امام هشتم(عليه السّلام) مستقيماً روايت کرده است.[۸] گرچه ابن ابيعمير از اصحاب امام صادق(عليه السّلام) نبوده است و بيشتر رواياتش را با يک يا دو واسطه از امام صادق(عليه السّلام) نقل ميکند، امّا برخي او را از اصحاب امام صادق(عليه السّلام) نیز دانستهاند. اين اشتباه از آنجا ناشي شده که ابن ابيعمير، همنام يکي از راوياني است که در زمان امام کاظم(عليه السّلام) در گذشته است.[۹] بعضي از رجالشناسان روايتهاي اين دو را خلط کرده و برخي احاديث نقل شده از امام صادق(عليه السّلام) را به وي نسبت دادهاند و آنها را مُرْسَل[۱۰] دانستهاند،[۱۱] برخي اين روايتها را از ابن ابيعمير غير معروف و مُسْنَد دانستهاند.[۱۲]
شکنجه و زندان
ابن ابيعمير روزگاري دراز در زندان هارونالرًشيد به سر برد. مدّت حبس وي را از 4 سال[۱۳] تا 17 سال[۱۴] نوشتهاند و سبب آن را به صورتهاي گوناگون بيان کردهاند. بنا بر قولي، دليل آن امتناع از پذيرفتن منصب قضا بود که بعدها به ناچار آن را پذيرفت. به گفتة ديگر، بدان سبب او را به زندان انداختند که ميخواستند از مخفيگاههاي شيعيان و اصحاب امام کاظم(عليه السّلام) آگاه گردند.[۱۵]
شيخ طوسي گفته است که مخالفان ابن ابيعمير نزد هارون سعايت کردند که وي اسامي تمام شيعيان عراق را ميداند. هارون او را احضار کرد و از وي خواست تا آنان را نام برد، وي امتناع کرد. پس هارون دستور داد تا او را برهنه کردند و بين دو نخل آويختند و يکصد تازيانه زدند.[۱۶]
بعد از هارون در زمان خلافت مأمون تا هنگامي که امام رضا(عليه السّلام) حضور داشت، او و ديگر شيعيان در امان بودند؛ امّا بعد از شهادت ايشان، وي دستگير و زنداني شد و رنج بسيار برد و هر آنچه داشت، به تاراج رفت.
جايگاه و مقام علمي
وي در نزد خاصّه و عامّه جايگاه مهمّي داشت. بنا بر گفتة شيخ مفيد[۱۷] او معتمدترين و زاهدترين مردم زمانة خود بود. جاحظ، اديب و عالم معتزلي، ابن ابيعمير را از تندروترين مشايخ شيعه ميشمارد.[۱۸] از نام تأليفات ابن ابيعمير چنين برميآيد که او در علم فقه، علم حديث، علم کلام و مغازي تبحّر داشته است. طوسي[۱۹] از علي بن حسين فضّال نقل میکند که ابن ابيعمير از يونس بن عبدالرّحمان افقه، اصلح و افضل بود؛ امّا خود طوسي در آنجا که اسامي طبقة سوم از اصحاب اجماع[۲۰] را ذکر میکند،[۲۱] يونس بن عبدالرّحمان و صفوان بن يحيي را فقيهترين آنها میشمارد. بيشتر رجاليان روايات مرسل او را همانند روايات مسندش میپذیرند. سیّد بن طاووس[۲۲] به استناد روايتي از کتاب من لا يحضره الفقيه، ابن ابيعمير را منجّم دانسته.[۲۳] برخي هم اين روايت را از جهت سند و متن مخدوش دانستهاند.[۲۴]
مراسيل ابن ابيعمير ازديدگاه قدما
ابن ابيعمير از اصحاب اجماع است که رجاليان اماميه در صحّت روايات منقول از آنها اتّفاق نظر دارند.[۲۵] نجاشي سبب اعتماد علماي اماميه به مراسيل ابن ابيعمير را چنين بيان میکند:
«ابن ابيعمير بعد از نابود شدن کتابهايش، از حفظ حديث میگفت. لذا اصحاب ما به مراسيل وي اعتماد میکنند.»[۲۶]
شيخ طوسي در باب تعادل و تراجيح میگويد:
«اگر يکي از راويان، خبر خود را با اسناد و ديگري با ارسال ذکر کرده باشد، در راوي خبر مرسل دقّت میکنیم، هرگاه وي از کسانی باشد که فقط از ثقه نقل میکنند، این دو خبر بر یکدیگر ترجیح ندارند.[۲۷]
از اینروست که اماميه بین روايات محمّد بن ابيعمير، صفوان بن يحيي و... با روايات مسندي که ديگران نقل میکنند، فرقي قائل نمیشوند. اکثر فقها و رجاليان بر این عقیده رفتهاند و مامقاني ادّعاي تواتر این اجماع منقول را کرده است.[۲۸]
ديدگاه متاخّران
گروهی از متأخّران میگويند: «از نقل اجماع کشّي چنان فهميده میشود حديثی را که يکي اصحاب اجماع روايت کرده باشند، اعتبار حديث صحيح را دارد؛ خواه مرسل باشد یا مسند، ثقه باشد یا ضعيف یا مجهول؛ به شرط آنکه رجال سند تا راوي صحيح باشند.»[۲۹] برخي ديگر مراسيل ابن ابيعمير را معتبر ندانسته، آنان بین مراسيل او و ديگر ثقات تفاوتي قائل نيستند و معتقدند در مواردي، اصحاب اجماع از جمله ابن ابيعمير از ضعفا حديث نقل کردهاند.[۳۰] همچنين اجماع ادّعا شده را اجماع بر حکم شرعي دانستهاند که اصلش به شيخ طوسي برمیگردد و در اصول فقه ثابت شده است که اجماع منقول به وسيلة خبر واحد، حجّيت ندارد.[۳۱]
اساتيد و مشايخ
ابوايّوب خزّاز، ابوبصير، ابن اُذَينه، ابن سَنان، اَبان بن تَغلِب، ابان بن عثمان، اسحاق بن عَمّار، بُکير بن اَعْين، جميل بن دَرّاج، حَمّاد بن عيسي، حَمَّاد بن عُثمان، حَنَان بن سَدِير، رفاعَه، عبدالله بن بُکير، عبدالله المغيره، کردَويه، مُرازِم بن حکيم، معاويه بن عمّار، معاوية بن وهب، وهب بن عبدربّه و بسياري ديگر. شايان ذکر است که ابن ابيعمير با آنکه در صحبت مشايخ اهل سنّت به سر میبرده و از آنها احاديث میشنيده، امّا فقط از طرق راويان اماميه نقل حديث کرده است.[۳۲] نام او در بيش از 645 سند روايي آمده است.[۳۳]
شاگردان و راويان
بعضي از راويان حديث وي عبارتند از:[۳۴] احمد بن محمّد بن خالد برقي، ابوعبدالله برقي، احمد بن محمّد بن عيسي اشعري، احمد بن هلال، حسن بن محمّد بن سَماعه، حسين بن سعيد، عبدالله بن عامرعلي بن سندي، علي بن مهزيار، فضل بن شاذان، محمّد بن خالد برقي، معاويه بن حکيم، يعقوب بن يزيد و... .
آثار
ابن بَطّه شمار مصنّفات ابن ابيعمير را نود و چهار ذکر کرده که بيشتر آنها در حيات وي نابود شده است. در سبب آن چنين گفتهاند: خواهرش در زماني که وي در زندان بود، کتابهايش را زير خاک پنهان کرد تا اينکه پوسيد. به روايتي ديگر، کتابها را در غرفهاي نهاد و آب باران به آن راه يافت و آنها را از بين برد.[۳۵] بنابر نقل طوسي بعد از شهادت امام رضا(عليه السّلام) کتابهاي ابن ابيعمير به تاراج رفت و وي ناگزير آنچه را از حفظ داشت، در 40 مجلّد گردآورد و آنها را النّوادر ناميد.[۳۶] بعضي از کتابهاي وي که فقط نامي از آنها باقي است، عبارتند از: المغازي، الکفر والايمان، البداء، الاحتجاج في الامامه، الملاحم، النّوادر، يوم و ليله، التّوحيد و تعدادي کتابهاي فقهي.[۳۷]
وفات
ابن ابيعمير در سال 217ه .ق. درگذشت.[۳۸]
پانویس
- ↑ رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ج 2، ص 204.
- ↑ الاختصاص، محمّد بن محمّد بن نعمان معروف به شيخ مفيد، ص 86.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 266.
- ↑ التّوحيد، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، صص 76، 356، 407.
- ↑ کمال الدّين و تمام النّعمه، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 2، ص 433.
- ↑ کامل الزّيارات، جعفر بن قولويه قمي، ص 247.
- ↑ سماء المقال في تحقيق علم الرّجال، ابوالهدي کلباسي، ص 45.
- ↑ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 266.
- ↑ الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، ج 7، ص 127.
- ↑ حديثي که از سلسله روات آن يک يا دو تن حذف شده باشند.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 143؛ تهذيب الاحکام، محمّد بن حسن طوسي ج2، ص 55، 370؛ ج 5، ص 447؛ الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، ج 3، صص 420 و 443.
- ↑ قاموس الرّجال، قاضي محمّدتقي نورالله شوشتري، ج 7، صص 508-510؛ معجم رجال الحديث، سيّد ابوالقاسم خوئي، ج 14، صص 276، 277؛ قس. جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عنالطرق والاسناد، محمّد بن علي اردبيلي غروي حائري، ج 2، ص 50؛ تنقيح المقال في علم الرّجال، عبدالله بن محمّد مامقاني، ج 2، صص 61، 63 و 64.
- ↑ رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ج 2، ص 206.
- ↑ الاختصاص، محمّد بن محمّد بن نعمان معروف به شيخ مفيد، ص 86.
- ↑ رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ج 2، ص 205.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 591-592.
- ↑ الاختصاص، محمّد بن محمّد بن نعمان معروف به شيخ مفيد، ، ص 86.
- ↑ البيان و التبيين، عمرو جاحظ، ج 1، ص 84.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 589-591.
- ↑ اصحاب اجماع، گروه مشخّصي از راويان که از نظر عالمان رجالي در مرتبة بالايي از وثاقت هستند. طبق نظر مشهور اين افراد هجده نفرند که در شما اصحاب امام باقر(عليه السّلام) تا امام رضا(عليه السّلام) قرار میگیرند. چون کشّي در توصيف آنان از کلمة الاجماع استفاده کرده است، تمام اين عدّه را اصحاب اجماع نام گذاشتهاند. (ويکي شيعه، ذيل عبارت)
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 556.
- ↑ فرج المهموم، علي بن موسي بن طاووس، صص 123-124.
- ↑ من لا يحضره الفقيه، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج 2، ص 269.
- ↑ المحاسن، احمد بن محمّد برقي، ص 349؛ بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، ج 55، ص 273.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 556.
- ↑ رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ج 2، ص 206.
- ↑ عدّة الاصول، محمّد بن حسن طوسي، صص 386-387.
- ↑ مقباس الهداية في علم الدراية، عبدالله بن محمّد مامقاني، ص 70.
- ↑ تفصيل وسائل الشّيعة الي تحصيل مسائل الشريعة، محمّد بن حسن حرّ عاملي، ج 20، صص 80-81.
- ↑ المعتبر، جعفر بن حسن حلّي، ص 43.
- ↑ معجم رجال الحديث، سيّد ابوالقاسم خوئي، ج 1، صص 59-69.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص 590-591.
- ↑ معجم رجال الحديث، سيّد ابوالقاسم خوئي، ج 14، ص 286.
- ↑ معجم رجال الحديث، سيّد ابوالقاسم خوئي، ج 14، صص 287، 288؛ جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عنالطرق والاسناد، محمّد بن علي اردبيلي غروي حائري، ج 2، صص 51-56.
- ↑ رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ج 2، ص 206.
- ↑ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص 590.
- ↑ رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ج 2، صص 206-207؛ الفهرست، محمّد بن حسن طوسي، ص 266.
- ↑ رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص 327.
منابع
- «ابن ابيعمير»، احمد بادکوبه هزاوه، دانشنامة بزرگ اسلامي، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامي، 1367ه .ش.
- اختيار معرفة الرجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، به کوشش حسن مصطفوي، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348ه .ش.
- الاختصاص، محمّد بن محمّد بن نعمان معروف به شيخ مفيد، ، قم، المؤتمر العالمي لالفية الشيخ المفيد، چاپ اوّل، 1413ه .ق.
- البيان و التبيين، عمرو جاحظ، به کوشش حسن سندويي، قاهره، [بينا]، 1351ه .ق.
- التّوحيد، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، به کوشش هاشم حسيني و علياکبر غفّاري، قم، [بينا]، 1398ه .ق.
- تفصيل وسائل الشّيعة الي تحصيل مسائل الشريعة، محمّد بن حسن حرّ عاملي، به کوشش محمّد رازي، بيروت، [بينا]، 1389ه .ق.
- جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد، محمّد بن علي اردبيلي غروي حائري، قم، کتابخانة آيت الله مرعشي، 1403ه .ق.
- «دکترين مهدويت تنها راه نجات بشر»، علياصغر رضواني، قم، کتاب جمکران، وابسته به مسجد مقدّس جمکران، [بيتا].
- رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، تحقيق محمّدجواد نائيني، بيروت، دار الاضواء، 1408ه .ق.
- سماء المقال في علم الرّجال، ابوالهدي کلباسي، به کوشش سيّد محمّد الحسيني القزويني، قم، مؤسّسة ولي العصر(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) للدّراسات الاسلامية، 1419ه .ق.
- فرج المهموم، علي بن موسي بن طاووس، قم، منشورات الرضي، 1363ه .ش.
- عدّة الاصول، محمّد بن حسن طوسي، تحقيق محمّدرضا انصاري، قم، ستاره، چاپ اوّل، 1417ه .ق.
- قاموس الرّجال، قاضي محمّدتقي نورالله شوشتري، تهران، [بينا]، 1387ه .ش.
- الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، قم، دار الحديث، چاپ اوّل، 1430ه .ق.
- کامل الزّيارات، جعفر بن قولويه قمي، به کوشش عبدالحسين اميني، نجف، [بينا]، 1356ه .ق.
- کمال الدّين و تمام النّعمه، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، تصحيح علياکبر غفاري، تهران، اسلاميه، چاپ دوم، 1395ه .ق.
- المحاسن، احمد بن محمّد برقي، به کوشش سيّد جلال حسيني، تهران، [بينا]، 1342ه .ش.
- المعتبر، جعفر بن حسن حلّي، چاپ سنگي، تهران، [بينا]، 1318ه .ق.
- معجم رجال الحديث، سيّد ابوالقاسم خوئي، بيروت، [بينا]، 1403ه .ق.
- مقباس الهداية في علم الدراية، عبدالله بن محمّد مامقاني، تحقيق محمّد رضا مامقاني، قم، دليل ما، 1428ه .ق.
- من لا يحضره الفقيه، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، به کوشش علي اکبر غفاري، قم، جامعة المدرّسين، 1404ه .ق.
- ويکي شيعه، به نشاني fa.wikishia.net